زمانِ طلایی خانوادههای پرمشغله
مبلغ – سرویس خانواده: امروز وقتی وارد یک خانه میشویم، اولین چیزی که جلب توجه میکند، سکوتِ سنگینی است که با نورِ آبی صفحههای موبایل شکسته شده است. پدر در گروه کاری واتساپ مشغولِ چانهزنی است، مادر در اینستاگرام دنبالِ آخرین متدهای دکوراسیون میگردد و فرزند در اتاقِ خود با دنیایِ گیم و استریمِ آنلاین سرگرم است. این تصویرِ آشنایِ بسیاری از خانوادههایِ تهرانی و شهرهایِ بزرگ در سال ۱۴۰۵ است. ما در عصرِ فقرِ زمان زندگی میکنیم؛ دورانی که در آن همه مشغولاند اما کسی وقتِ با هم بودن ندارد. اما در معارفِ اسلامی، مفهومی وجود دارد که امروز روانشناسانِ دنیا از آن به عنوانِ زمانِ باکیفیت یاد میکنند و روایاتِ ما قرنها پیش با تعابیری بسیار دقیقتر و لطیفتر به آن پرداختهاند. وقتی از زمانِ طلایی حرف میزنیم، منظورمان ساعتهای طولانیِ بیهدف نیست، بلکه دقایقِ کوتاهی است که تمامِ قلب و ذهنِ والدین متوجهِ فرزند و همسر باشد.
در سیره و روایاتِ معصومین، نشستنِ مرد در کنارِ خانواده چنان ارزشی دارد که پیامبرِ گرامیِ اسلام آن را از اعتکاف در مسجدِ مدینه برتر میدانند. این یک گزاره ساده نیست، بلکه یک استراتژیِ تربیتی و اخلاقی برایِ حفظِ انسجامِ جامعه است. بیایید این روایت را در ظرفِ دنیایِ امروز بریزیم. فرض کنید پدری که در محله پیروزی تهران زندگی میکند و از ترافیکِ خستهکننده عصرگاهی به خانه برگشته، به جایِ چک کردنِ پیام های عقبمانده یا تماشایِ اخبارِ تکراری، تنها بیست دقیقه گوشیِ خود را کنار بگذارد و با نگاهی مهربان و با حضورِ قلب، به حرفهایِ دخترِ کوچکش که از اتفاقاتِ مدرسه میگوید گوش دهد. این بیست دقیقه همان زمانِ طلایی است که امامِ مهربان به عنوانِ راهِبلدِ مسیرِ زندگی، ما را به آن هدایت میکند.
یکی از بزرگترین آسیبهایِ امروزِ خانوادههایِ ما، تبدیل شدنِ خانه به خوابگاه است. افراد فقط برایِ استراحت به خانه میآیند و پیوندِ عاطفیِ عمیقی میانِ آنها شکل نمیگیرد. در روایاتِ تربیتی، بر عنصرِ تکریم و احترام به شخصیتِ فرزندان بسیار تاکید شده است. مثلاً بازی کردن با کودک که در سیره ائمه به وضوح دیده میشود، صرفاً یک سرگرمی نیست بلکه انتقالِ حسِ ارزشمندی به کودک است. امروزه که بسیاری از والدین با شعارِ کارِ بیشتر برایِ رفاهِ بیشتر از خانه دور میشوند، باید از خود بپرسند که آیا این رفاهِ مادی میتواند جایِ خالیِ آن زمانِ طلایی را پر کند؟ در کتابهایِ تربیتیِ نوین، مفهومی به نامِ توجهِ بیقید و شرط وجود دارد که ریشههایِ آن را میتوان در کلامِ معصومین یافت؛ جایی که لبخند زدن به چهره همسر یا بازی با فرزند، صدقه و عبادت شمرده میشود. این یعنی دینِ ما برایِ جزئیترینِ لحظاتِ حضور در خانه، برنامه دارد.
بیایید به یک مثالِ زنده و روزآمد نگاه کنیم. امروزه سریالهایِ کرهای یا غربی که در میانِ خانوادهها و نوجوانانِ ایرانی محبوب شدهاند، غالباً یا بر فردگرایی افراطی تاکید دارند و یا خانواده را درگیرِ تنشهایِ بیپایان نشان میدهند. در مقابل، رسانه دینی و سبکِ زندگیِ اسلامی باید بتواند مدلِ جایگزین ارائه دهد. مدلی که در آن پدر نه یک رئیسِ مستبد، بلکه یک رفیق و همراهِ باهوش است که میداند چه زمانی باید سکوت کند و چه زمانی باید با فرزندش به پارک برود. این همان سوادِ رسانهای است که ما از آن دم میزنیم. یعنی بدانیم که چگونه ابزارهایِ نوین را در خدمتِ پیوندهایِ قدیمیِ خانوادگی درآوریم، نه اینکه اجازه دهیم این ابزارها ما را از هم دور کنند. اگر پدری بتواند در طول روز چند پیامِ محبتآمیز در تلگرام برایِ همسرش بفرستد و یا شبها نیم ساعت قبل از خواب، داستانی از تاریخِ شفاهیِ خانواده و خاطراتِ پدربزرگها را برایِ فرزندش تعریف کند، او در حالِ تولیدِ امیدِ تاریخی و انتقالِ هویت است.
امیدِ تاریخی که یکی از پایههایِ مهدویت است، از همین خانههایِ گرم شروع میشود. فرزندی که در خانه حسِ امنیت و محبت دریافت نکند، چگونه میتواند به آیندهای روشن و حضورِ منجی دلبسته باشد؟ پیوندِ دین و فرهنگ در اینجا خودش را نشان میدهد. فرهنگِ ایرانی همواره بر پایه احترام به بزرگتر و دورِ هم جمع شدنِ اعضایِ فامیل بوده است. آیینهایی مثلِ شبِ یلدا یا عیدِ نوروز، فرصتهایی برایِ خلقِ زمانِ طلایی هستند. حالا باید این سنتها را با روحِ دینی صیقل دهیم. مدیریتِ زمانِ طلایی یعنی در میانه مشغلههایِ بیپایانِ اقتصادی، اولویت را به آدمهایِ زندگیمان بدهیم. یکی از چهرههایِ مشهورِ معاصر که در این زمینه الگو بود، شهید مطهری است. ایشان با وجودِ آن همه دغدغه فکری و نگارشِ کتابهایِ عمیق، ساعتهایِ مشخصی را برایِ گفتگو و شوخی با فرزندانش اختصاص میداد. این یعنی توازن میانِ وظایفِ اجتماعی و وظایفِ خانوادگی.
ما باید به والدین بیاموزیم که تربیتِ فرزند، پروژهای نیست که فقط با ثبتنام در کلاسهایِ گرانقیمتِ زبان و موسیقی پیش برود. تربیت در همان لحظاتی اتفاق میافتد که شما در آشپزخانه با همسرتان در حالِ شستنِ ظرفها هستید و با هم میخندید و فرزندتان این آرامش را تماشا میکند. روایاتِ ما میگویند که بهترینِ شما کسی است که برایِ خانوادهاش بهترین باشد. این بهترین بودن یعنی شنونده خوب بودن. در دنیایِ امروز که همه میخواهند حرف بزنند و شنیده شوند، گوش دادنِ فعالِ یک پدر به دغدغههایِ نوجوانش که شاید در فضایِ مجازی دچارِ شبهه شده باشد، یک جهادِ بزرگ است. امام به عنوانِ یک راهبلدِ مهربان، به ما یاد میدهد که با نوجوان نباید با زبانِ تحکم سخن گفت، بلکه باید با زبانِ نرم و از موضعِ رفاقت وارد شد.
در خانوادههایِ پرمشغله امروزی، میتوان قانونِ بیست دقیقه طلایی را اجرا کرد. قانونی که در آن از ساعتِ هشت تا هشت و بیست دقیقه شب، تمامِ اعضایِ خانواده موبایلها را در یک سبد قرار دهند و فقط با هم حرف بزنند. این کارِ ساده، مصداقِ همان نشستنی است که از اعتکاف برتر است. در این دقایق، مادر میتواند از موفقیتهایِ کوچکش در کار بگوید، پدر از برنامههایِ آینده و فرزند از آرزوهایش. اینجاست که پیوندِ میانِ دین و فضایِ مجازی شکلِ درستی به خود میگیرد؛ یعنی ما از فضایِ مجازی خارج میشویم تا فضایِ حقیقیِ خانه را گرم کنیم. سوادِ رسانهای یعنی همین قدرتِ انتخاب؛ انتخابِ اینکه چه زمانی آنلاین باشیم و چه زمانی آفلاین در خدمتِ خانواده.
اگر بخواهیم به آثارِ مشهورِ هنری نگاه کنیم، فیلمهایی که بر محورِ تنهاییِ انسانِ مدرن ساخته شدهاند، همگی به یک نقطه مشترک میرسند: فقدانِ گفتگویِ صمیمانه. در حالی که آموزههایِ معصومین، گفتگو را کلیدِ حلِ مشکلاتِ خانوادگی میدانند. حتی در بحثِ مهدویت و انتظار، ما معتقدیم که جامعه منتظر، جامعهای است که در آن خانوادهها مستحکم هستند. فرزندی که در محیطی پر از تنش و بیتوجهی بزرگ شود، در آینده نمیتواند مسئولیتی اجتماعی بر عهده بگیرد. پس مدیریتِ زمانِ طلایی، یک کنشِ سیاسی و تمدنی نیز هست. ما با صرفِ وقت برایِ فرزندانمان، در حالِ کادرسازی برایِ آینده هستیم.
در پایانِ این بحث، باید به این نکته توجه کرد که کیفیتِ حضورِ ما در خانه، بسیار مهمتر از کمیتِ آن است. شاید پدری ده ساعت در خانه حضور داشته باشد اما تمامِ مدت جلویِ تلویزیون باشد یا با گوشیاش کار کند؛ این حضور هیچ ارزشِ تربیتی ندارد. اما پدری که فقط دو ساعت در خانه است و در آن دو ساعت، تمامِ قد در خدمتِ عواطفِ خانواده است، اوست که به توصیه روایات عمل کرده است. بیایید از امروز تمرین کنیم که در بدوِ ورود به خانه، تمامِ خستگیها و دغدغههایِ بیرون را پشتِ در بگذاریم. خانه باید معبدِ آرامش باشد و این آرامش تنها با اختصاصِ زمانِ طلایی و توجهِ قلبی به اعضایِ خانواده حاصل میشود. این همان مسیری است که راهبلدانِ مهربانِ ما، یعنی ائمه هدی، چراغهایش را برایِ ما روشن کردهاند تا در سیاهیِ تنهاییِ مدرن، راه را گم نکنیم.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0