روش دعوت به اسلام در سیره نبوی؛ وقتی پیامبر با اخلاق، دشمنان را همراه کرد
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، حجتالاسلام علیرضا قبادی، جامعهشناس و کارشناس دینی، در مجموعه درسگفتارهایی با رویکردی نو و کاربردی، به بازخوانی بخشهایی کمتر دیدهشده از زندگی پیامبر اکرم(ص) میپردازد.
بنابر روایت ایکنا، کمتر حادثهای در زندگی پیامبر اکرم(ص) را میتوان یافت که از نظر آثار و پیامدهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، با «فتح مکه» قابل مقایسه باشد. این رخداد تاریخی، مجموعهای از مهمترین، شگفتانگیزترین و در عین حال ارزشمندترین درسهای زندگی پیامبر(ص) را در خود جای داده است.
بررسی همه ابعاد و زوایای فتح مکه، خود میتواند موضوع یک کتاب مستقل باشد. «غزوه مکه» را میتوان یکی از مهمترین جنگهای صدر اسلام و در عین حال، مسالمتآمیزترین آنها دانست؛ رویدادی که نهتنها در میان غزوات پیامبر، بلکه در تاریخ جنگهای اسلامی جایگاهی کمنظیر دارد. در این واقعه، مهمترین و سرسختترین پایگاه مخالفان پیامبر، بدون آنکه خونریزی گستردهای رخ دهد، به دست مسلمانان فتح شد.
رسول خدا(ص) این پیروزی را با شیوهای رقم زد که بیش از آنکه متکی بر مبارزه نظامی باشد، بر تأثیرگذاری فرهنگی و اخلاقی استوار بود. پیامبر(ص) توانست با رفتاری عمیق، اصیل و انسانی، دلهای بسیاری از مخالفان و مردم مکه را با خود همراه کند؛ تا جایی که دشمن، خود به سوی دوست آمد.
مردم مکه هنگامی که رفتار کریمانه و بزرگوارانه پیامبر(ص) را دیدند، در برابر ایشان سر تسلیم فرود آوردند و شهر را بدون مقاومت به پیامبر واگذار کردند؛ همان شهری که سالها پیش، حضرت را از آنجا بیرون رانده بودند.
پیروزی پیامبر بر مکیانی که سالها با ایشان دشمنی کرده بودند، تنها نشاندهنده آشنایی و تسلط کامل آن حضرت بر فنون و تدابیر نظامی نبود، بلکه جلوهای روشن از خردمندی، تدبیر، بردباری، عفو، اخلاق و منش والای پیامبر اکرم(ص) نیز به شمار میرفت.
با فتح مکه به عنوان مهمترین سنگر مخالفان، پیامبر اکرم(ص) فرمان عفو عمومی صادر کردند و پس از آن، کعبه را از وجود بتها پاک ساختند. سپس توجه خود را به قبایل اطراف مکه معطوف کردند و تلاش کردند آنان را نیز به اسلام دعوت کرده و نشانهها و مظاهر شرک را از میان آن قبایل برچینند.
از همین رو، پیامبر(ص) گروههایی از نیروهای خود، موسوم به «سرایا»، را به مناطق اطراف مکه اعزام کردند و به آنان سفارش کردند که در جریان دعوت مردم به اسلام، از جنگ و خونریزی پرهیز کنند.
یکی از قبایلی که این نیروها به سوی آن اعزام شدند، قبیله «جذیمه بن عامر» بود. منابع تاریخی گزارش کردهاند که این مأموریت به خالد بن ولید سپرده شد.
خالد پس از ورود به میان قبیله جذیمه خطاب به آنان گفت که دوران بتپرستی به پایان رسیده است و از آنان خواست سلاحهای خود را کنار بگذارند و به اسلام بپیوندند. افراد قبیله نیز با اعتماد به این سخن، سلاحهای خود را به نیروهای اسلام تحویل دادند.
اما در ادامه، اتفاقی برخلاف دستور و روش پیامبر(ص) رخ داد. فرمانده سپاه دستور داد دست مردان قبیله بسته و آنان بازداشت شوند. سپس در هنگام سحر، تعدادی از آنان آزاد و گروهی دیگر به قتل رسیدند.
خبر این جنایت و خیانت فرمانده سپاه به پیامبر اکرم(ص) رسید. هنگامی که حضرت از این ماجرا آگاه شدند، رو به قبله ایستادند، دستهای خود را به سوی آسمان بلند کردند و با حالتی همراه با استغاثه فرمودند: خدایا، تو میدانی که من از جنایت خالد بیزارم و هرگز به او دستور جنگ ندادهام.
پیامبر(ص) بلافاصله پس از اطلاع از این حادثه، امام علی(ع) را مأمور کردند که به میان قبیله جذیمه برود، خسارتهای مادی و معنوی واردشده را جبران کند، خونبهای کشتهشدگان را بپردازد و از بازماندگان بهطور کامل دلجویی کند.
امام علی(ع) به میان قبیله رفت و همه سران و افراد داغدیده را گرد هم آورد. ایشان تمام خسارتهای ناشی از این حادثه و خونبهای افراد بیگناه را پرداخت کردند؛ حتی هزینه ظرف چوبیای را که سگهای آن قبیله از آن آب مینوشیدند نیز محاسبه و پرداخت کردند.
حضرت علی(ع) پس از آن، مبلغ دیگری نیز به آنان پرداخت کرد تا اگر خسارتی وجود داشته که در محاسبات اولیه مورد توجه قرار نگرفته است، جبران شده باشد.
البته چگونگی برخورد پیامبر اکرم(ص) با خالد بن ولید، خود موضوعی مستقل است که بررسی جداگانهای را میطلبد.
آنچه از مجموع این حوادث میتوان دریافت، این است که روش پیامبر اکرم(ص) در تبلیغ و ابلاغ اسلام، بر پایه مسالمت و پرهیز از خشونت استوار بود. با این حال، متأسفانه حتی در زمان حیات آن حضرت نیز برخی مسلمانان همین روش را مورد اعتراض قرار میدادند یا با رفتارهای خود آن را خدشهدار میکردند.
آسیبی که اسلام از سوی چنین افرادی متحمل شد، کمتر از خسارت برخی اقدامات دشمنان اسلام نبود؛ زیرا رفتار آنان میتوانست تصویری نادرست از اسلام و سیره پیامبر(ص) ارائه کند.
سیره پیامبر اکرم(ص) در دعوت به اسلام، بر اخلاق، عقلانیت، مدارا، کرامت انسانی و پرهیز از خشونت استوار بود. بازگشت به همین سیره، بدون کاستن یا افزودن چیزی بر آن، میتواند راهی برای بازشناسی حقیقت اسلام و دستیابی دوباره به عزت و نجات امت اسلامی باشد؛ اسلام و سیره پیامبر(ص)، «نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد»، راه نجات و عزت امت اسلامی است.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0