نشست یکصد و هشتادم فرهنگ مهدوی با سخنرانی مدیر مسئول موسسه فرهنگی موعود عصر(عج) برگزار شد
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، نظر به آنکه گفت و گو درباره حضرت مسیح و حواریون شریف آن حضرت و نقش ایشان در واقعه شریف ظهور از موضوعات مغفول مطالعات مهدوی در عصر حاضر است دبیرخانه سلسله نشست های فرهنگ مهدوی، نشست ویژه ای را همزمان با میلاد سعادت فروز حجت ابن الحسن علیه السلام برای شرح این مهم اختصاص داد. در طلیعه این نشست بیانات حجت الاسلام و المسلمین علوی تهرانی در اهمیت نیمه شعبان و چگونگی گفت و گو درباره حضرت بقیه الله الاعظم مطرح شد و سپس استاد اسماعیل شفیعی سروستانی پژوهشگر حوزه مهدویت به بیان فراز و فرودهای این حضرت مسیح و نقش تعیین کننده آن حضرت در واقعه شریف ظهور پرداخت.
سخن از ذکر حقیقی و احیای امر امام زمان(عج)
حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمدباقر علوی تهرانی در ویدیویی اختصاصی به مناسب نیمه شعبان به مؤسسه فرهنگی هنری موعود عصر(عج)، از ذکر حقیقی خدا که نسبتی با ذکر اهل بیت(ع) دارد سخن گفت. او در تشریح این بیان به احیای امر امام زمان(عج) و امامت ایشان تأکید کرد و این مسئله را نیازمند گفتوگوی عالمانه دانست.
همانا ذکر اهل بیت ذکر خداوند رحمان است
به مناسبت این میلاد شریف، نکتهای اساسی را عرض میکنم که ریشه قرآنی و روایی دارد و آن، مسئله «ذکر» است. خداوند متعال در قرآن کریم، در سوره مبارکه بقره میفرماید: «فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ»؛ مرا یاد کنید تا من نیز شما را یاد کنم. این آیه، یک وعده الهی است؛ اما سؤال اساسی اینجاست که ذکر خدا چگونه محقق میشود؟ آیا ذکر، صرفاً گفتن الفاظی بر زبان است یا حقیقتی عمیقتر دارد؟ و اگر حقیقتی دارد، راه درست رسیدن به آن چیست؟ برای پاسخ به این سؤال، باید به کلام اهل بیت(ع) رجوع کنیم. امام باقر(ع)میفرمایند: «ذِکرُنا ذِکرُ الله و ذِکرُ عَدُوِّنا ذِکرُ الشَّیطان»؛ یاد ما، یاد خداست و یاد دشمن ما، یاد شیطان است.
در همین راستا، روایتی از ساحت مقدس حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها وجود دارد که بسیار قابل توجه است. حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها فرمودند: «من از دنیای شما سه چیز را دوست دارم» و یکی از آنها را نگاه کردن به چهره رسول خدا بیان کردند. اینجا ممکن است این تصور ایجاد شود که این سخن، صرفاً از باب علاقه دختر به پدر است؛ اما پیامبر اکرم(ص) بلافاصله حقیقت را روشن میکنند و میفرمایند: «مَن رَآنِی فَقَد رَأَى الله»؛ کسی که مرا ببیند، خدا را دیده است. یعنی نگاه به معصوم، نگاه به مظهر تجلی خداوند است. اهل بیت(ع)، مسیر شناخت خدا هستند، نه صرفاً شخصیتهای تاریخی یا عاطفی. به همین دلیل، توجه به آنان یک امر سلیقهای یا مستحبیِ ساده نیست، بلکه یک ضرورت ایمانی است.
فراموشی یاد اهل بیت علیهما السلام منجر به تسلط ابلیس بر فرد می شود
امام صادق(ع) نیز همین معنا را با بیانی دیگر مطرح میکنند و میفرمایند: هرگاه ما یاد شویم، خدا یاد شده است و هرگاه دشمن ما یاد شود، شیطان مورد توجه قرار گرفته است. این روایت، معیار روشنی به ما میدهد؛ یعنی ذکر الهی و ذکر شیطانی قابل تشخیص است. اگر انسان در مسیری حرکت کند که به یاد اهل بیت(ع) منتهی شود، در مسیر ذکر خداست و اگر به مسیری برود که یاد دشمنان اهل بیت در آن پررنگ شود، در حقیقت در زمین شیطان بازی کرده است.
قرآن کریم بهصراحت میفرماید: هر کس از ذکر خدا رویگردان شود، شیطان بر او مسلط میشود و قرین او خواهد شد. قرآن، این نوع همنشینی را «قرین سوء» معرفی میکند؛ به معنی بدترین نوع همراهی. اگر ترک ذکر خدا مساوی با تسلط شیطان است و اگر ذکر خدا واجب است و اگر ذکر خدا بدون ذکر اهل بیت(ع) تحقق پیدا نمیکند، نتیجه روشن است: ذکر اهل بیت(ع) یک ضرورت است، نه یک انتخاب، اما ذکر اهل بیت(ع) چگونه محقق میشود؟ آیا صرف گفتن نامها کافی است؟ یا ذکر، مصادیق عملی و عمیقتری دارد؟ با مراجعه به روایات، میتوان سه مصداق اصلی برای ذکر اهل بیت(ع) برشمرد. نخست، بیان فضائل است.
توفیق گفت و گو از اهل بیت فضل عظیم خداوندی است
امام صادق(ع) میفرمایند: فرشتگان آسمان نگاه میکنند و میبینند که در زمین، دو یا سه نفر کنار هم نشستهاند و فضائل آل محمد(ص) را بیان میکنند، در حالی که دشمنان بسیارند. این روایت نشان میدهد که بیان فضائل اهل بیت(ع)، حتی اگر جمع اندک باشد و فضا، فضای مخالفت، کاری بسیار ارزشمند و مورد توجه ملائکه است. بنابراین، یکی از مصادیق مهم ذکر، این است که در مجالس خود، درباره فضائل امام زمان(ع) سخن بگوییم؛ با استناد به متون معتبر، دعاها و به ویژه زیارت جامعه کبیره که یک متن جامع و دقیق در معرفی اهلبیت(ع) است.
دومین مصداق ذکر و یاد خداوند گفت و گو درباره امامت اهل بیت است
دومین مصداق ذکر، بحث و گفتوگو درباره امامت و ولایت است. ما ادعا میکنیم مسلمان و شیعه هستیم؛ اما آنچه تشیع را از سایر فرق متمایز میکند، مسئله امامت است. اگر امامت حذف شود، تشیع هویت خود را از دست میدهد. امام صادق(ع) میفرمایند: خدا رحمت کند بندهای را که جمعی تشکیل دهد و در آن، درباره امامت ما سخن بگوید. حتی اگر دو نفر درباره امامت گفتوگو کنند، خداوند به فرشتگان مباهات میکند. احیای امر امام زمان(عج) فقط با احساسات و شعار محقق نمیشود؛ بلکه نیازمند تبیین، استدلال و گفتوگوی عالمانه است. همانگونه که در کربلا با شمشیر از امامت دفاع شد، امروز باید با بیان، قلم و اندیشه از امامت دفاع کرد.
ذکر مصائب اهل بیت سومین مصداق ذکر خداوندی است
سومین مصداق ذکر اهل بیت(ع)، یاد مصائب آنان است. امام صادق(ع) میفرمایند: هر کس نزد او یاد ما شود و اشکی، حتی به اندازه بال مگس از چشمش جاری گردد، خداوند آتش جهنم را بر او حرام میکند. این اشک، اشک احساس صرف نیست؛ اشک بر مظلومیت بر حق پایمالشده و بر غربت حجت خداست. چنین اشکی انسان را به سرعت به خدا نزدیک میکند و دل را آماده پذیرش هدایت میسازد. در پایان، از خدای متعال میخواهیم که توفیق دهد ذکر ما، ذکر حقیقی باشد؛ ذکری که از مسیر اهل بیت(ع) میگذرد. امیدواریم دستکم به یکی از این سه مسیر ملتزم باشیم و اگر توفیق بیشتری داشتیم، هر سه را در زندگی خود زنده نگه داریم.
تاریخ مقدس در برابر تاریخ نامقدس روایت تقابل اراده خداوندی دربرابر استکبار ورزی است
اگر مسیحیت را تنها یک سنت دینیِ متعلق به گذشته بدانیم و مهدویت را صرفاً مفهومی اعتقادیِ معطوف به آینده، آیا میتوانیم بگوییم که بخش مهمی از اکنونِ خود را فهمیدهایم؟! آیا تاریخ ادیان امری سپریشده است؟ اسماعیل شفیعی سروستانی بر این باور است که فهم ما از منجی و موعود به نزاعی که از مسیح آغاز شده و در انتظار موعود امتداد مییابد باز میگردد. در این خوانش، فهم پیوند مسیحیت، مهدویت و انتظار، ضرورتی فکری برای درک نسبت دین، قدرت و نظم مسلط جهان امروز است.
اسماعیل شفیعی سروستانی مدیر مسئول موسسه فرهنگی هنری موعود عصر در طلیعه بحث اظهار داشت: بررسی تحولات تاریخی و اجتماعی بدون در نظر گرفتن تاریخ مقدس امکان پذیر نیست. چرا که تاریخ مقدس بیانگر نقشه کلی الهی است، آنچه مرضی رضای خداوند رحمان است امری متفاوت با آن چیزی است که تاریخ نویسان مطرح می کنند.
آنچه از تاریخ مقدس یاد می کنیم منطبق است با آن چیزی که مرضی رضا خداوند رحمان است، همه آنچه که خداوند اراده کرده است، مطرح می شود. تاریخ نا مقدس مرضی رضای خداوند رحمان نبوده و نیست. در هر دوره ای لکل اناس دولت در هر دوره ای جماعتی آمده اند و گفتند ما هستیم، ما میدان داریم، ما دولت مردیم. از خلقت حضرت آدم ۱۰ هزار سال می گذرد. برای هر جماعتی دولتی آمده است و مردم به آن اقبال داشته اند. بنابراین طول تاریخ نامقدس آمد و شد افرادی بوده است که منطبق با نقشه کلی الهی عمل نکردند.
انبیاء زنجیره تاریخ مقدس است و عموم سلاطین که آمده اند در زمره تاریخ نا مقدس اند، آن روزی که فرمود انی جاعل فی الارض خلیفه نقطه آغازین تاریخ مقدس بود امت واحده ای شکل گرفت تا زمان حضرت نوح علیه السلام بعد از حضرت نوح امت واحد از بین رفت، سلسله بلند انبیاء و رسولان. سلاطین و حکام آمدند و تاریخ نا مقدس را رقم زدند. نه خلیفه منصوب حضرت حق مجال یافت در زمین خلافت تام و تمام داشته باشد، نه زمین به مستضعفان ارث رسید تا لحظه ای که به اذن خداوند در آخرین حلقه در آخرین زنجیر تاریخ مقدس تا لحظه ای که جبرئیل امین فریاد بزند ایها الناس آنکه منتظرش بودید آمد.
حضرت مسیح آخرین پیامبر بنی اسرائیل است، از همان لحظه ای که نوح به پیامبری منصوب شد تا عروج حضرت مسیح، قوم یهود بارها و بارها پیامبران خود را به مسلخ مرگ بردند و آنها را شهید کردند. کاهنان ملعون یهودی، آنگاه که معبد اورشلیم را با کفر و شرک آلوده بودند، در شرایط ویژه ای حضرت مسیح علیه السلام متولد شد. در تورات آمده بود که مسیح می آید، آنها می دانستند، اما به خاطر ثروت اندوزی و قدرت طلبی نمی خواستند بپذیرند که مسیح می آید. عیسی ابن مریم در شرایطی خاص به دنیا آمد به صورتی که پدری در کار نیست.
هر آنچه حضرت عیسی ابن مریم به آیات تورات و بیانات حضرت موسی ارجاع می داد. منافع یهود به خطر یافته بود. عیسی ابن مریم به اورشلیم ورود کرد و سخن می گفت اما رفته رفته تبشیر حضرت مسیح را تاب نیاوردند. مسیح نجات و تبشیر را مطرح می کرد، طرح موضوع نجات برای رسیدن به جهان نورانی به عبارتی مهمترین نقش حضرت مسیح طرح موضوع نجات است.
حضرت مسیح با کره الاغی وارد معبد شدند، بساط کبوتر فروشی را جمع کردند و حضرت مسیح آغاز سخن کرد. اورشلیم در آن زمان تحت حاکمیت رومی است و از طرف امپراطوران روم نماینده و فرمانداری در اورشلیم حکومت می کردند. در شورای کاهنان سن عبرین طی توطئه ای و فریب یهودا، در آخرین دیدار در آخرین سفره یهودای ملعون پول گرفته بود و گماشتگان بیت المقدس جناب عیسی را می برند و حکم صلیب صادر می شود فرماندار رومی هم نمی خواست جرم الحاد را به حضرت مسیح نسبت بدهد و ایشان را می خواهند محاکمه کنند. حضرت مسیح طی گفت و گویی با یکی از حواریون گفت و گو می کنند و به او وعده بهشت می دهد و به ایشان می گوید که تو شبیه من می شوی و به صلیب کشیده می شوی. عیسی ابن مریم پس از بازگشت به آن ۱۲ نفر تاییداتی از سوی خداوند رحمان داد و ایشان را به اقصی نقاط عالم فرستاد و ایشان رفته رفته از همان جغرافیا فراتر می روند. یهودا اصغریوتی در می یابد که چه کلاهی بر سرش رفته و سپس خود کشی می کند.
نقش حضرت شمعون صفا در وقایع آخرالزمانی
یکی از مهم ترین افرادی که در بین حواریون وجود دارد حضرت پطرس یا شمعون وصی حضرت مسیح است. پطروس با برادرش آندریاس حرکت می کند و چه بر آنها می گذرد. آنها تبلیغ نجات می کند ، آنها بشارت پیامبر آخرالزمان را می دهد، دهه های نخستین صرف تبلیغ این ۱۲ نفر می شود. در میان ما مسلمانان کمتر از تلاش بعید و عجیب این ۱۲ نفر گفته نمی شود. آنها نخست در بین مردم یهودی بودند و سپس فراتر از آن حرکت کردند. تا سال ۶۰ میلادی آنها مشغول تبلیغ بودند.
سنت های کلیسایی درباره ماموریت و شهادت حواریون و رسولان
مدیر مسئول موسسه فرهنگی هنری موعود عصر با اشاره به مصائب دردناک حواریون اظهار داشت: برخی از حواریون را در دیگ روغن انداخته اند، برخی را سر بریدند، برخی را از بالای بلندی به پایین انداختند، برخی سنگسار شدند و برخی سوزانده شدند. به غیر از دو نفر ایشان انجیل چیزی درباره ی مرگ ایشان گفته نمی شود برخی از این مستندات بر اساس متونی هستند که پس از کشته شده ایشان به رشته تحریر درآمده است. مرگ یعقوب او شخصیتی است که برادر یوحنا است و او اولین کسی است که به شهادت رسیده است، او شخصیتی است که به دست خواهرزاده هرود کشته می شود. یعقوب ۴۴ سال پس از عروج مسیح است. مرگ آندریاس برادر پطروس بود، پس از کشته شدن همسر فرماندار او را مقصر خواندند و به صلیب کشیده است. مرگ فیلیپ، مرگ او با قصه ی فلیپ بشارت گر همخوانی دارد. اما نوشته ای که با تاریخ مسیحیت همخوانی دارد این است که او به آسیا آمد و او را در ازمیر به صلیب کشیده اند و سنگسار کردند. ناتانائیل مرموزترین شخصیت همراه حضرت مسیح است. ناتانائیل آزار و اذیت بسیار را دید، او علاوه بر متحمل آزار بسیار سر بریده می شود. مرگ توماس داستان های بسیاری از مرگ حواری توماس مطرح شده است، او در سوریه خزانه دار بوده. شمعون نیز به صلیب کشیده شده یا زنده زنده در آتش سوخته شده است.
شمعون ماهیگیر بوده است و در کنار دریای طبریه ماهیگیری می کنند و در مجموع آتش سوزی رخ می دهد و نرو دستور می دهد که او را به صلیب می کشند، او سخن شگفتی دارد و می فرماید و من نمی خواهم صلیب ایستاده داشته باشم، یعنی همانند صلیبی که حضرت مسیح را بدان دوختند. بخاطر بزرگداشت حضرت حتی من لیافت ندارم که همانند صلیب مسیح ایستاده بشوم. او را با صلیبی وارانه به مصلوب می کنند. مسیحیان چیزی حدود ۳۰۰ سال در عسرت بودند تا اینکه مسیحیت پذیرفته شد. در مجموع در زمان کنستانتین اول مسیحیت مقبول شد. شمعون تمام نشد، شمعون آرامگاهی دارد از جمله کلیسای کاتولیک مدعی است که محل دفن شمعون صفا است، بسیاری از مسیحیان برای تبرک زیر بنای گنبدی شکل به زیارت حضرت پطروس می روند.
انشعاب مسیحیت پس از شمعون صفا
مسیحیت پس از پطروس دچار یک انشعاب می شود، در میان این مصائب فردی به مناب پلوس دشمن ترین دشمنان حواریون بود، و ماموریت یافته بود که هرجا یک مسیحی دید آنها را به قتل برساند، طی همراهی که با مسیحیان رقم می خورد، نقل خوابی است که ادعای اولوهیت می کند و خدای پدر و پسر و روح القدس را جعل کرده است. پولوس انشعاباتی بر مسیحیت اعمال کرده است. جعل سه خدا برای مسیحیان. بعد از پولوس مسیحیت نشر پیدا می کند اما نه به خوانش پطروس و حواریون بلکه به خوانش پولوس.
شرایط سیاسی و اعتقادی زمانه امام حسن عسکری علیه السلام
قرن سوم هجری معاصر زمان حضرت امام حسن عسکری است. عباسیان از میلاد منجی آخرالزمان آگاهی داشتند، ترسی به جان این سلسله سفاک می افتد. تا زمان مامون نوعی روا داری نسبت به شیعیان هست. اما زمان متوکل ورق بر می گردند، سخت گیری آغاز می شود، عباسیان از اهمیت میلاد فرزند دوازدهم آگاهند. در زمانی که حتی سلام دادن به حضرت امام حسن عسگری علیه السلام توبیخ مرگ داشته است، در زمان امام هادی سازمان وکالت شکل می گیرد، تا مسائل مرتبط شیعیان مدیریت شود. در حالی که امام محبوس است، امام زمام تمام امور شیعیان در کل جهان را اختیار دارد. در شرایطی که خانه حضرت امام حسن عسگری به وسیله ماموران خلیفه مدام در حال بررسی است چگونه ممکن است میلاد آخرین منجی شکل بگیرد؟
مجلس عروسی در قصر قیصر روم برقرار است و گویا بناست مجلس عروسی ملیکا نوه قیصر با پسر عمویش نیکلاس رقم بخورد. اما هنگام جلوس نیکلاس در مجلس عروسی پایه های قصر و پایه های تخت داماد می شکند. این واقعه به قدری مهیب است که قیصر برآشفته می شود، تا حدی که به توصیه کشیشان قیصر از این پیوند منصرف می شود، اهالی قصر قیصر از این واقعه ناخرسندند. اما حضرت ملیکا خاتون از این واقعه خشنود بودند. حضرت ملیکا از نسل مادر به شمعون صفا می رسند، از یک سمت او به امپراطوری روم متصل است، از یک طرف به شمعون صفا یا پطروس می رسد که او وصی عالی مقام منصوب حضرت حق است. نقش تعیین کننده حضرت ملیکا در اتصال دو خط وصایت الهی و میلاد منجی آخرالزمان حائز اهمیت است.
حضرت ملیکا خاتون در عالم رویا خواب شگفتی می بیند، در این خواب حضرت مسیح و دوازده حواری او به همراه پیامبر آخرالزمان و اوصیا او. حضرت محمد مصطفی سلام الله علیها از شمعون صفا رخصت می طلبد و حضرت ملیکا یا نرجس خاتون را برای حضرت امام حسن عسکری خواستگاری می کند، عیسی ابن مریم رو به شمعون صفا می کند و می گوید سعادت وی نیک بختی به تو روی آورده، آیا با پیوند ملیکا و حسن موافقی، شمعون موافقت می کند حضرت محمد مصطفی بر بلندای منبری از نور، خطبه عقد امام حسن عسکری و حضرت نرجس خاتون را می خواند ، همه جا غرق نور و سرور می شود.
نزول حضرت عیسی علیه السلام پس از ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
بر اساس روایات شیعی نزول حضرت عیسی علیه السلام پس از ظهور و استقرار حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در میان اصحاب خاص رخ می دهد نه پیش از ظهور او. مسیح درحالی نزول اجلال می کنند که دستانش را در دستان دو فرشته قرار داده و در روایتی آمده است که مسیح با شمشیر رجعت می کند. نبردی بین رهروان حق و پیروان شیطان در می گیرد، نبردی برای آزادی نوع انسان، ناگزیریم به نبرد. قومی که هرگز اصلاح نخواهند شد. این نبرد تا جایی ادامه خواهد یافت که تمامی اشرار یهود جان خواهد سپرد. روایت می گوید اگر یک یهودی پشت یک درخت قایم شده باشد، انتقام تمام اشرار یهود توسط دو شخصیت عالی مقام یعنی حضرت مسیح علیه السلام و حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف گرفته خواهد شد. عیسی ابن مریم تنها پیامبر صلح نیست، فرمان حضرت مسیح به حواریون اجرا نشد، به حواریون امر شده بود شمشیر و خنجری فراهم کند. نماز برای مهدی به پا می شود، نه برای حضرت عیسی ابن مریم(ع) است. چرا که امام عصر بقیه الله الاعظم صاحب ولایت کلیه هستند. همه انبیاء تا حدی صاحب ولایت بوده اند، هیچ یک از انبیاء حامل کتاب کامل نبودند. هیچ یک از انبیاء مظهر تام و اتم اسم الله الاکبر نبودند، مظهر تام و تمام اسم الله الاکبر حضرت خاتم الانبیاء و فرزندان او هستند. او خود اسم اعظم است. صاحب ولایت کلیه مطلقه که تمام حکمت عالم به نام او رقم زده و آن روز همه خواهند فهمید انی جاعل فی الارض خلیفه… آن روز همه خواهند فهمید که هدف از خلفت انسان چه بوده است.
رسالت راستین حضرت مسیح علیه السلام در واقعه شریف ظهور چیست؟ از اقتدا به مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف تا شکستن صلیب
شفیعی سروستانی با بیان رسالت حضرت مسیح پس از واقعه شریف ظهور بیان داشت: اولین وظیفه حضرت عیسی ابن مریم اقتدا به حضرت بقیه الله الاعظم است . دومین وظیفه عیسی ابن مریم علیه السلام شکستن صلیب و ابطال مسیحیت تحریف شده است وقتی عیسی ابن مریم برگردد تمام لشگرگاه غرب فرو می ریزد، کدام لشگرگاه از رومیان و غربیان باقی می ماند. عیسی ابن مریم صلیب را می شکند تا نقطه پایانی باشد بر انحراف پولوسی. او خوک را می کشد، به مقام وزارت می رسد. هدایت مسیحیان بر عهده ایشان است، دعوت عمومی بر عهده ایشان است، تثبیت مشروعیت این نظام نوپا به عهده ایشان است. و مشارکت می کنند در قتل دجال. حضرت مسیح به مدت ۴۰ سال زنده می مانند و سپس وفات می یابند و توسط حضرت بقیه الله الاعظم غسل داده می شود.
جمع بندی
اسماعیل شفیعی سروستانی در پایان یاد آور شد: حضرت مسیح علیه السلام پس از واقعه شریف ظهور ازدواج می کند و بچه دار می شود تا جهانیان دریابند او انسان است. در غاری در انطاکیه ترکیه امروزی انجیل پیدا می شود، در دریا طبریه تورات پیدا می شود و امام علیه السلام با تمام یهودیان و مسیحیان محاجه می کنند خیل کثیری به امام روی می آورند و عده ای از اشرار قبول نمی کنند و اما در ذیل حکومت حضرت جزیه پرداخت می کنند . آنچه در این سیر تاریخی دیده میشود، امتداد یک خط واحد است؛ خط تاریخ مقدس که از آدم آغاز شده، از عیسی بن مریم(ع) گذشته و در وجود امام مهدی(عج) به کمال خود میرسد. ما منتظر روزی هستیم که حضرت مسیح بار دیگر فرود آید، در کنار امام عصر نماز بگذارد، صلیب را بشکند، تحریفها را رسوا کند و جهان را به حقیقت وعده دادهشده بازگرداند؛ روزی که همه خواهند فهمید معنای حقیقی «إنی جاعل فی الأرض خلیفه» چیست.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰