سمیه کردستان؛ شهیدی که نقاب از چهره فتنه برداشت
مبلغ – سرویس زن مسلمان: اوایل پیروزی انقلاب اسلامی برای بسیاری از مردم ایران، دوران شور، امید و بازسازی بود، اما برای مردم کردستان، این سالها با طعم تلخ ناامنی، ترور و توطئه همراه شد. گروهکهای مسلحی که خود را مدافع حقوق مردم معرفی میکردند، در عمل به جان همان مردم افتادند و روستاها و شهرها را به میدان جنگ تبدیل کردند. در چنین فضای مبهم و پر از ترس و شایعه، تشخیص حق از باطل کار سادهای نبود. بسیاری در گردباد تبلیغات مسموم گرفتار شدند، بعضی سکوت کردند و عدهای هم به بهانه حفظ جان، خود را کنار کشیدند. اما در همین غبار فتنه، دختری از دیار کرجو مسیری دیگر را انتخاب کرد؛ مسیری که به شهادت ختم شد، اما چراغی برای آینده ماند.
ناهید فاتحی کرجو در خانوادهای ساده، متدین و ریشهدار در فرهنگ اصیل کردی رشد کرد. در خانه او، ایمان و غیرت، تعارفهای زبانی نبود؛ سبک زندگی بود. از همان نوجوانی، ذهنی پرسشگر و روحی حساس نسبت به سرنوشت جامعه داشت. در روزگاری که بسیاری از همسنوسالانش گرفتار سرگرمیها و دغدغههای محدود فردی بودند، ناهید میپرسید سهم یک انسان مؤمن در قبال مردم و میهن چیست. برای او دین، تنها مجموعهای از مناسک فردی نبود؛ برنامهای برای زندگی اجتماعی و مسئولیتی در برابر حقیقت به شمار میرفت.
با اوج گرفتن فعالیت گروهکهای ضدانقلاب در کردستان، فضای مدارس، دانشگاهها، مساجد و حتی محافل خانوادگی به میدان جنگ روایتها تبدیل شد. هر جریان، داستانی از حق و عدالت برای خود میساخت و تلاش میکرد جوانان را به سمت خود بکشد. ناهید در این میان به جای سردرگمی در میان شعارها، راهی را انتخاب کرد که از دل مطالعه، گفتوگو و ارتباط با اهل بصیرت میگذشت. او با شرکت در جلسات روشنگری، ارتباط با نیروهای انقلابی و روحانیون آگاه، تصویری روشنتر از واقعیت پیدا کرد. این بصیرت، او را از اسیر شدن در دام شعارهای پر زرق و برق اما تهی از حقیقت نجات داد.
اما ناهید به فهمیدن اکتفا نکرد. در هر جامعهای انسانهایی هستند که حق را میفهمند، اما به خاطر ملاحظه، ترس یا منفعت، آن را پنهان میکنند. ناهید اینگونه نبود. وقتی فهمید حقیقت در کدام جبهه است، تصمیم گرفت سهم خود را در رساندن این حقیقت به دیگران ایفا کند. او در میان دختران و زنان منطقه به چهرهای فعال و اثرگذار تبدیل شد؛ در جلسات حضور مییافت، با زبان ساده توضیح میداد، شایعات را پاسخ میداد و تلاش میکرد چهره واقعی جریانهای مسلح و تجزیهطلب را آشکار کند. برای او، آگاهی دادن یک فعالیت صرفا سیاسی نبود؛ نوعی جهاد در راه خدا بود.
گروهکها به خوبی فهمیده بودند که بزرگترین دشمنشان، انسانهای آگاه هستند، نه فقط پاسگاهها و تجهیزات نظامی. آنها میدانستند اگر جوانان کردستان حقیقت را بفهمند، دیگر فریب شعارهای دروغین را نمیخورند. به همین دلیل، کسانی مانند ناهید برایشان خطرناکتر از یک پایگاه نظامی بود. به تدریج، نام ناهید در فهرست کسانی قرار گرفت که باید ساکت میشدند. تهدیدها آغاز شد، نگاهها تندتر شد و زمزمهها در کوچه و بازار پیچید که فعالیتهای او خوشایند دشمنان نیست. اینجا نقطهای است که بسیاری عقبنشینی میکنند، اما ناهید تصمیم دیگری گرفت.
او میدانست قدم گذاشتن در مسیر حقیقت، بدون هزینه نخواهد بود. شاید مهمترین نقطه عطف زندگی او، همین لحظه انتخاب بود؛ جایی که باید بین زندگی آرام و بیدردسر و ادامه دادن راه آگاهی و مقاومت یکی را برمیگزید. ناهید راه دوم را انتخاب کرد. این انتخاب، او را به سمیه کردستان تبدیل کرد؛ زنی که حاضر نشد برای نجات جان خود، حقیقت را قربانی کند. اینجا بود که معنای ایمان از سطح شعار به عمق جان او رفت و در رفتار و تصمیمش تجلی پیدا کرد.
دستگیری ناهید تنها یک اقدام امنیتی نبود؛ پیامی روشن بود از سوی جریانهای مسلح به همه کسانی که قصد روشنگری داشتند. اما واکنش ناهید در این مرحله نشان داد ایمان حقیقی چگونه انسان را از درون مقاوم میکند. او تحت فشار و شکنجه قرار گرفت تا از راهی که انتخاب کرده بود اعلام پشیمانی کند، از انقلاب بد بگوید و عملا به ابزار تبلیغاتی دشمن تبدیل شود. اما ناهید، مانند سمیه صدر اسلام، در برابر این فشارها سر خم نکرد. روایتها از مقاومت او در دوران اسارت نشان میدهد که چگونه یک دختر جوان میتواند در لحظههای سخت، مظهر آرامش، یقین و استقامت باشد.
برای ناهید، زندگی بدون عزت و همراه با خیانت به مردم و آرمانها ارزش ادامه دادن نداشت. او ترجیح داد مرگی را بپذیرد که در آن وجدانش آرام باشد تا زیستی را که در آن باید هر روز در آینه به چشمهای خودش دروغ بگوید. اینجاست که مفهوم واقعی آزادی خود را نشان میدهد؛ آزادی نه به معنای رها شدن از هر قید اخلاقی، بلکه رها شدن از اسارت ترس، منفعتطلبی و فشارهای بیرونی. ناهید با انتخاب شهادت، در حقیقت اسیر نشدن روح خود را انتخاب کرد.
زندگی و شهادت ناهید فاتحی کرجو پیوندی عمیق میان هویت کردی و هویت ایرانی برقرار میکند. او نشان داد که دفاع از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی ایران، در تقابل با هویت قومی نیست، بلکه ادامه منطقی همان غیرت و شرافتی است که در فرهنگ اصیل کردستان ریشه دارد. او نه خودباخته در برابر فرهنگهای بیگانه بود و نه اسیر تعصبهای کور قومی؛ بلکه با فهمی عمیق از عدالت و آزادی، راهی را انتخاب کرد که در آن، کرامت انسان و عزت سرزمینش توأمان حفظ شود.
برای زنان و دختران امروز، بازخوانی زندگی ناهید فقط مرور یک خاطره نیست؛ مواجهه با سؤالی جدی درباره نوع حضور در جامعه است. در دنیایی که دشمنان تلاش میکنند زن ایرانی را با الگوهای سطحی و مصرفگرا تعریف کنند، ناهید نمونه زنی است که در عین لطافت روح و عاطفه زنانه، در میدان دفاع از حقیقت و امنیت جامعه، استوار و شجاع ظاهر شد. او نشان داد که زن میتواند هم مسئولیت خانواده و ایمان را پاس بدارد و هم در میدان آگاهیبخشی و مبارزه با ظلم نقشآفرین باشد.
از منظر جنگ نرم امروز نیز، الگوی ناهید کاملا بهروز و کاربردی است. اگر آن روز، ابزار دشمنان اسلحه و شایعه و اعلامیه بود، امروز شبکههای اجتماعی، رسانههای معاند و عملیات روانی پیچیده به میدان آمدهاند. اگر آن زمان ناهید در کوچه و مسجد و جمع دوستان روشنگری میکرد، امروز نسل جدید باید در فضای مجازی و محیطهای دانشگاهی و فرهنگی همین نقش را ایفا کند. نکته مشترک اما یکی است: بدون بصیرت سیاسی، بدون شناخت دشمن و بدون شجاعت در بیان حقیقت، جامعه به آسانی در دام جنگ روایتها گرفتار میشود.
نام ناهید فاتحی کرجو در حافظه کردستان و ایران، تنها یک ثبت تاریخی نیست؛ نشانی است از این واقعیت که امنیت امروز، محصول هزینههایی است که جوانانی مثل او پرداختهاند. هر بار که سخن از آرامش شهرها، امنیت مرزها و ثبات کشور به میان میآید، باید به یاد آورد که در پس این آرامش، خون دختران و پسرانی جاری است که حاضر نشدند در برابر تهدید و تطمیع، ایمان و وجدان خود را بفروشند. قصه ناهید، یادآور این حقیقت است که اگر ملتی میخواهد عزت خود را حفظ کند، ناگزیر باید الگوهایی از ایثار و مسئولیتپذیری در حافظه جمعی خود زنده نگه دارد.
امروز اگر جوانی در گوشهای از ایران، در برابر موج بیتفاوتی و فردگرایی، احساس مسئولیت میکند و برای دفاع از حقیقت و هویت دینی و ملیاش قدم برمیدارد، در امتداد همان مسیری حرکت میکند که ناهید و شهیدان مشابه او گشودند. این پیوستگی تاریخی، همان سرمایهای است که دشمنان تلاش میکنند آن را قطع کنند؛ با تحریف تاریخ، با تخریب الگوها و با کوچک جلوه دادن ارزش شهادت و مقاومت. اما یاد ناهید، تا وقتی که به زبان نسلهای مختلف روایت شود، سندی زنده علیه این تحریفها خواهد بود.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0