امیرالمؤمنین با آرامش، اقتدار و اعتماد در قبال دشمن سخن میگوید؛ نه از موضع هیجان و نه از ادبیات ضعف.
امیر مؤمنان در حکمتِ شریف نهجالبلاغه، صلح و سازش را همچون خیمهای میدانند که لغزشهای دیگران را در پناه خود میگیرد تا از گسترش نزاع پیشگیری کند. این آموزه چگونه «پوشاندن عیوب»، «پرهیز از خودپسندی» و «مدارای درونی»، مثلثِ تعادلبخش برای سلامتِ روح و روان در زیستِ اجتماعی است. شرح این حکمت را در این شماره «امیر دانایی» بخوانید.
در نهجالبلاغه، فقر تنها یک پدیده اقتصادی نیست، بلکه ابزاری است که شیطان با استفاده از آن، ایمان را نشانه میگیرد.
کتاب شریف صحیفه سجادیه معروف به زبور آل محمد(صلیالله علیه و آله) که در کنار اخالقرآن-نهجالبلاغه- به اختالقرآن معروف است؛ سومین کتاب غنی و سراسر درس و معرفت نه فقط برای شیعیان که بسیاری از غیرمسلمانان نیز از آن بهرهمند شدند.
بخش امور معارف اسلامی و انسانی آستان مقدس عباسی، از آمادگیها برای برگزاری مراسم رونمایی از پژوهش جدید سه جلدی درباره نهجالبلاغه خبر داد.
امیرالمؤمنین علی (ع) در حکمت هفتم نهجالبلاغه، با بیانی شیوا، سینه خردمند را به صندوقچه گرانبهای اسرار تشبیه میکنند و نقش رازداری را در حفظ حریمهای قدسی روابط بشری گوشزد میکند.
یکی از موقعیتهایی که آدمی ناگزیر در زندگی فردی و اجتماعی با آن روبهرو میشود، اختلافنظرها و کشمکشهایی است که گاه نحوه رفتار و موضعگیری او میتواند تأثیری سرنوشتساز برایش داشته باشد. اکنون این پرسش مطرح میشود که در مواجهه با چنین موقعیتهایی، امیر دانایی در نهجالبلاغه چه راهی را پیش پای ما میگذارند و ما را به چه نوع رفتار و موضعگیری دعوت میکنند؟
هنر مکتب علوی آن است که حتی در میانه نبرد، انسان را از سقوط به ورطه ظلم و بیاخلاقی حفظ میکند.
دعای مرزداران به ما آگاهی میدهد که قوتِ جبههی حق در «جمع شدن دشمن» نیست، در «پراکنده شدن او»ست.
عدالت و حفظ حق مردم اصل غیرقابل چشمپوشی در سیرهی علوی بود، حتی اگر هزینههای سیاسی یا اجتماعی به همراه داشت.
حفظ عدالت در بازار با خوشبینی به تجار و در عین حال برخورد با محتکران بدون افراط مجازاتشان توصیهای علوی است.
دعایی بیست و هفتم صحیفۀ سجادیه، ظاهراً برای «مرزبانان» است، اما در باطن، یک «دکترین دفاعی پیشرفته» را پیش چشم ما میگذارد. در روزهایی که داغ عملیات تروریستی ۱۸ و ۱۹ دی، هنوز بر جان مردم سنگینی میکند و نام بزرگترین عملیات تروریستی «صهیونـآمریکایی» در تحلیلها تکرار میشود، بازخوانی این دعا، درسآموز و راهگشاست.
حکمت ۸۳ کتاب شریف نهج البلاغه پنح ارزش والای انسانی را مورد اشاره قرار می دهد که بسیار حائز اهمیت است.
«دوران آرامش» در کلام امام علی (ع)، دورانی برای بازسازی، تقویت زیرساختها و شناسایی شبکههای نفوذ است، مدیریت بحران در این مقطع ایجاب میکند که لایههای پنهان تحرکات دشمن رصد شود.
کسی که این کلید را داشته باشد، پیروزی را از کف نمیدهد، حتی اگر گذشت زمان، ایمان بسیاری را به سستی سوق دهد.
دشمن پس از آتشبس برای تضعیفِ روحیه و انشقاق درونی و نیز پیروزی درجنگ روایتها اقدام میکند.
امام علی(ع) درباره حاملان علم، با اشاره به سینه مبارکش می فرماید: «در اينجا علم فراوانى است، اى كاش افراد لايقى براى آن مى يافتم». به فرموده امام(ع) چهار گروه، شايسته حمل اين علوم نيستند. كسى كه زود درك مى كند؛ ولى قابل اعتماد نيست، كسي كه دين را وسيله دنيا قرار داده و از نعمت خدا بر ضد بندگان استفاده مى كند، كسى كه بصيرت به علم و شبهات ندارد و با نخستين شبهه، شك در دل او پيدا مى شود، كسى كه حريص به مال است». در واقع اين علوم با مرگ حاملانش مى ميرد، زيرا اين گروهِ ها شايستگی های لازم را ندارند.
در نظام سیاسی نهجالبلاغه، افکار عمومی و ذهنیت توده مردم ، میدان اصلی نبرد میان حق و باطل است و امیرالمؤمنین علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر و دیگر مکاتبات، این مسئله را به خوبی تبیین میکنند.
کارشناس مذهبی با استناد به حکمت ۴۰۰ نهجالبلاغه، از حقیقت چشمزخم، سحر و برخی نیروهای مرموز طبیعت سخن گفت و تأکید کرد: در کنار باور به این امور، راههای شرعی و اخلاقی برای مصونیت از آسیبها در آموزههای دینی بهروشنی بیان شده است.
انسانِ کریم، هم خود را عزیز میدارد و هم دیگران را و در این مسیر زیستِ شرافتمندانه را به نمایش میگذارد.
در عصر انباشت روایتها، حقیقت در ازدحام صداها گم میشود. جایی میان خبرهای متناقض، تحلیلهای شتابزده و شایعاتی که بیوقفه بازتولید میشوند، حقیقت آرامآرام زیر آوار روایتها نفس میکشد.
امام امیرالمومنین(ع) بر طرد چاپلوسان تأکید دارند، زیرا ستایشهای بیجا، حاکم را دچار کبر کرده و از واقعیتهای جامعه دور میکند؛ فضایی که بهترین فرصت برای نفوذ دشمن و ضربه زدن به رضایت عمومی است.
امام علی(ع) درباره فضیلت های «بنی هاشم» بر «بنی امیّه» فرمودند: «چگونه این دو گروه یکسانند در حالی که در بین ما پیامبر(ص) و در بین شما تکذیب کننده ای مانند ابوجهل وجود دارد، از میان ما شیر خدا و از میان شما شیر پیمان های ضد اسلامی، از میان ما دو سرور جوانان بهشت و از میان شما کودکان آتش، از ما بهترین زنان جهان و از شما حمّالة الحطب و ... وجود دارد، پس ما به سبب خویشاوندی با پیامبر(ص) و اطاعت از او از دیگران سزاوارتریم. از سوی دیگر اگر دلیل پیروزی در سقیفه استدلال به خویشاوندی با پیامبر(ص) بود، پس حق با ماست؛ چرا که ما از همه به پیامبر(ص) نزدیک تریم و اگر دلیل دیگری داشت انصار نیز در خلافت حقّی خواهند داشت».
امام علی(ع) در پاسخ به سخنان زشت مردم عراق درباره خودش می فرماید: «به من خبر رسیده [بعضی از شما] می گویید: علی خلاف می گوید. خدا شما را بکشد! به چه کسی دروغ بسته ام؟ آیا به خداوند؟ حال آن که نخستین مؤمن به او بوده ام یا به پیامبرش؟» امام(ع) در جای دیگر می فرماید: «مادر آن گوینده به عزایش بنشیند، اگر آنها ظرفیت می داشتند، اینها پیمانه ای بود [از علوم و دانشها و معارف والا] که رایگان در اختیارشان قرار می گرفت و به زودی خبر آن را خواهید دانست!».
کارگزار مؤمن میداند که مسئولیت، میدان آسایش نیست بلکه میدان جهادِ خدمت است.
امنیت، عزت، آرامش و حفظ ارزشهای الهی، میوههای جانفشانیهای مجاهدان راه خداست.
در نهجالبلاغه، تأثیر حضور مردمی بر تصمیمگیری امام مسلمین در سه قالب «نصرت»، «عصیان و خذلان»، و «امر و نهی» صورتبندی شده است.
در اینکه منظور امام(ع) از «کور کردن چشم فتنه»، کدام «فتنه» است؟ چهار تفسیر وجود دارد: ۱. فتنه «جنگ جمل». ۲. فتنه «خوارج» در نهروان. ۳. فتنه «معاویه» و «جنگ صفین». ۴. فتنه به مفهوم عامّ آن که از زمان رسول خدا(ص) در جنگ بدر آغاز شد و تا زمان امام علی(ع) ادامه یافت. در میان این تفاسیر، تفسیر اوّل که اشاره به جنگ جمل دارد با تعبیرات خطبه، مناسب تر به نظر می رسد.
امیرالمومنین علی (ع) در خطبه ۱۹۲ نهجالبلاغه میفرماید هرگاه گذشتگان تفرقه را رها کردند و بر وحدت همت گماشتند، عزت، دفع دشمن، گستردگی عافیت و پیوستگی کرامت نصیبشان شد.
شرح نامه دهم نهجالبلاغه شده و بخشهایی از گفتوگوی امیرالمؤمنین(ع) را با محوریت توصیههای اخلاقی و خطرات غرور، غفلت و انس گرفتن با ستایش دیگران مورد بررسی قرار میدهیم.