کارشناس و پژوهشگر تاریخ در پاسخ به شبهه پیرامون «هزینهدار بودن قیام امام حسین(ع)»، تفاوت میان مصادیق کوچک امر به معروف و نهی از منکر با مأموریت کلانِ مقابله با جریان نفاق را تبیین میکند.
سبک زندگی حسینی یعنی خانواده بتواند برابر هجمهی فرهنگی، جنگ رسانهای و تضعیف باورهای دینی، هویتش را حفظ کند.
داغ رقیه(س) برخلاف سنّش از همه بزرگتر است. داستان خرابه و کودک و سیلی و گرسنگی و تشت و سر می کشد انسان را.
با وجود اندوه عمیق امام حسین(ع) پس از شهادت حضرت عباس(ع)، لقب «کاشف الکرب عن وجه الحسین(ع)» (برطرف کننده غم از چهره حسین(ع)) به ایشان اطلاق میشود. دلیل این امر، رشادتها و حمایتهای بیدریغ حضرت عباس(ع) در طول واقعه کربلا است که غم و اندوه را از امام (ع) دور میساخت.
«قتیل العبرات» در نگاه نخست، به معنای «کشته اشکها» یا «شهیدی که بر او بسیار گریه میشود» تلقی میشود.
آمار بیعتکنندگان با مسلم بن عقیل از 12 هزار تا 80 هزار نفر در منابع متغیر است.
«ثارالله» به معنای خونی است که خداوند خود، ولیِّ خونخواهیِ آن است؛ نه اینکه خدا خون مادی دارد، بلکه خون امام حسین(ع) چنان ارزشمند است که انتقامِ آن را ذاتِ الهی بر عهده گرفته است.
امام حسین علیهالسلام از ویژگیهای منحصربهفردی برخوردارند که در هیچ معصوم دیگری جمع نشده است.
حضرت علی اکبر (ع)، فرزند امام حسین (ع)، با وجود اختلاف در سن (گفته شده ۱۸، ۲۰ یا ۲۵ سال) در روز عاشورا به شهادت رسید. او که مادرش لیلا دختر ابی مره بود، شباهت فراوانی به پیامبر اسلام (ص) در خلقت، اخلاق و گفتار داشت، به طوری که امام حسین (ع) او را «شبیهترین مردم به پیامبر» توصیف کرد.
«هیئت کودک» فقط یک ایده نظری نیست؛ این روزها در شهرهای مختلف ایران، از پایتخت تا شهرستانهای کوچک، گروههایی با خلاقیت و امکانات متفاوت، فضایی برای انس کودکان با سیدالشهدا(ع) طراحی کردهاند.
نام حضرت علیاکبر (ع) که میآید، دلها بیاختیار به سمت خیمهای میرود که حسین (ع) جوانش را بدرقه کرد. کربلا داغهای بسیاری داشت، اما داغِ علیاکبر (ع) برای پدر، حکایت دیگری بود.
پوشیدن لباس سیاه بنا بر مشهور بین همه علما چه در حال نماز یا غیر آن مکروه است و اختلافی در این حکم نقل نشده است اما پوشیدن لباس سیاه در عزاداری سیدالشهدا علیهالسلام و ماه محرم از این کراهت مستثنی است.
در پاسخ به این شبهه، تأکید میشود که دوگانهسازی میان «تکلیف الهی» و «تشکیل حکومت» نادرست است؛ زیرا در منطق دینی، اصلاحگری اجتماعی، بصیرتافزایی و رشد مردم، مقدمه قیام به قسط و برپایی حکومت الهی است.
کربلا آموخت غیرت فقط مخصوصِ دورانِ خوشی نیست؛ حیا و عفت را نمیتوان در سختیها کنار گذاشت.
مقتل خوارزمی روایتی تکاندهنده از هتک حرمت یزید نسبت به سر مبارک امام حسین(ع) نقل میکند؛ روایتی که بر عمق قساوت و گستاخی حاکم بر جریان یزیدیان گواهی میدهد و هر خوانندهای را به تأمل وامیدارد.
امام صادق(ع) در روایتی، از اشتیاق بیپایان فرشتگان برای زیارت امام حسین(ع) در کربلا خبر میدهند؛ بهگونهای که همواره گروهی از فرشتگان به این سرزمین مقدس فرود میآیند و گروهی دیگر عروج میکنند، در رفتوآمدی پیوسته که نشان از جایگاه والای کربلا در عالم ملکوت دارد.
عشق به امام حسین (ع) مرز دین و جغرافیا نمیشناسد؛ چنانکه اندیشمندان بزرگ جهان از گاندی تا کارلایل، در برابر قیام کربلا سر تعظیم فرود آورده و او را الگوی آزادی و انسانیت دانستهاند.
حضرت علیاصغر (ع)، نوزاد ششماهه امام حسین (ع)، در آغوش پدر و در نگاه اشکبار حضرت رباب (س)، با تشنگی و مظلومیتی جانسوز در کربلا به شهادت رسید؛ صحنهای که از شدت غربت و بیپناهی، هنوز هم دلها را میسوزاند.
امام رضا(ع)، عاشورا را جریانی زنده و جاری در تاریخ میدانند که در دولت مهدوی با یاری ملائک به ثمر خواهد نشست.
حضرت امام رضا(ع) در صحبت با «ابن شبیب» به بیان نکاتی در مورد عاشورا پرداخته است.
میان کربلای حسین(ع) و کربلای امروز ایران، رشتهای معنایی برقرار است که از جدال همیشگی حق و باطل سخن میگوید؛ جدالی که در هر عصر با چهرهای تازه ظاهر میشود، اما ماهیتی ثابت دارد.
عاشورا، نقطه اوج تقابل حق و باطل و ماندگارترین جلوه ایثار در تاریخ اسلام است؛ حماسهای که پیام آن در سخنان پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) بارها تبیین و بر زنده نگه داشتن یاد و راه سیدالشهدا(ع) تأکید شده است.
جایگاه انسان در قرآن، بر ضرورت توجه متعادل به جسم و روح در زندگی فردی و اجتماعی تأکید شده است و هشدار میدهد که بیتوجهی به نیازهای طبیعی و عاطفی، میتواند به شکلگیری حقالناسهای پنهان و افزایش اختلافات و جداییهای خانوادگی منجر شود.
نام امام حسین(ع) بیشتر با عاشورا و جنگ گره خورده؛ اما در دل تاریخ، روایت دیگری هم از او مانده است. مردی که برای همسرش حضرت رباب شعر عاشقانه میسرود.
ماه محرم با عطر روضه و نذری گرهخورده است. در این جغرافیای شیعه از دیرباز سفرههای معطر نذری با نیت خالصانه مؤمنین پهن میشد و همه مردم، نانونمک اباعبدالله را میخوردند.
سخن امام رضا به پسر شبیب، مثل یک چراغ روشن جلوی دل میایستد و مسیر رسیدن به خدا را نشان میدهد.
امام حسین(ع) داستان کوفیان را میدانست؛ چنانکه پیشتر دعوت آنان را نپذیرفته بود. این بار نیز تکیهاش بر وفاداری کوفه نبود، بلکه برای اتمام حجت و احیای اسلام قیام کرد. کوفه مرکز اثرگذاری جهان اسلام بود و عاشورا باید کفر یزید و حقانیت راه پیامبر(ص) را برای تاریخ آشکار میساخت.
یکی از سپاهیان عمر سعد درباره نحوه شهادت جانسوز حضرت قاسم(ع) می گوید: حسین(ع) را دیدم که خود را به بالین قاسم رسانده و می فرمود: از رحمت خدا به دور باشند، قومی که تو را کشتند. در روز رستاخیز جد تو از جمله دشمنان آنها خواهد بود.» آنگاه گفت: «چقدر بر عموی تو سخت است که او را به کمک بخوانی و از دست او کاری برنیاید و یا اگر کاری هم بتواند انجام دهد برای تو سودی نداشته باشد.»
در روایتی منسوب به پیامبر اکرم(ص) آمده است که در روز قیامت همه چشمها گریان خواهند بود، مگر چشمی که بر مصیبت امام حسین(ع) اشک ریخته باشد؛ چشمی که به تعبیر این روایت، با رضایت و بشارت الهی وارد بهشت خواهد شد.
نام حر بن یزید ریاحی یادآور یکی از زیباترین جلوههای توبه و بازگشت در تاریخ است؛ مردی که در لحظهای سرنوشتساز، راه حق را شناخت و همه چیز خود را فدای یاری امام حسین (ع) کرد. حر نشان داد که تا آخرین لحظه، درِ بازگشت به سوی خدا و پیوستن به جبهه حقیقت گشوده است.