کمتر ضربالمثلی در زبان فارسی به اندازه «دروازه را میتوان بست، دهان مردم را نه» تجربه مشترک انسانها از قضاوت دیگران را روایت میکند. حکایتی منسوب به لقمان حکیم، مشهورترین روایت درباره شکلگیری این مثل است؛ روایتی که پس از قرنها همچنان تازه و قابل تأمل به نظر میرسد.
قائممقام وزیر و معاون میراثفرهنگی بر عمق نگاه رهبر شهید به مقوله میراث فرهنگی و حفظ اصالت هویت ملی تاکید کرد و گفت: ایشان همواره بر اهمیت تولید موسیقی فاخر تاکید داشتهاند و معتقد بودند موسیقی در رسانه باید چنان در سطح بالا و فاخر تولید شود که به «ورد زبان» بزرگ و کوچک در خیابانها تبدیل شود.
در عصر آشفتگیهای رسانهای و افزایش دوقطبیهای فکری، بازخوانی مفهوم خیمه حسینی میتواند راهکاری برای عبور از مرزبندیهای فرضی و بازسازی پیوند میان لایههای مختلف جامعه باشد.
مؤلف کتاب «امین زبان و ادب پارسی» با تشریح منظومه فکری «رهبر شهید انقلاب» درباره زبان و ادب فارسی تأکید کرد که از نگاه ایشان، پاسداشت زبان فارسی تنها صیانت از واژگان یا میراث ادبی نبود، بلکه راهبردی برای حفظ هویت ایرانیـاسلامی، تقویت فرهنگ ملی و گسترش نفوذ تمدنی ایران در عرصه بینالمللی به شمار میرفت.
کینخواهی ایرانیان صرفا معطوف به صالحان است. از همین رو شاهنامه قبل از طرح مساله کینخواهی ایرج و سیاوش ابتدا به شخصیت پردازی ایرج و سیاوش میپردازد.
در فرهنگ ایرانی، تشییع رهبر شهید پایان نیست؛ آغاز شکل تازهای از بودن است. خورشید دفن نمیشود؛ از چشم میرود تا در دل مردم طلوع کند. نور اگر به جان مردم راه یافته باشد، نه در غروب گم میشود و نه در خاک میماند.
کارگردان انیمیشن «شمشیر و اندوه» با اشاره به روایت این اثر از زاویه دید یک شخصیت ایرانی گفت: پیوند ایرانیان با اهلبیت(ع) تنها یک موضوع اعتقادی نیست، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و عاطفی جامعه ایرانی محسوب میشود.
تفاوت فرهنگی به خودی خود تهدیدی برای ازدواج نیست، موفقیت در ازدواجهای دوقومیتی به میزان انعطاف پذیری، مهارت گفت و گو و توانایی زوجین در رسیدن به توافقهای مشترک بستگی دارد.
کتاب «گفتوگو؛ آیین حقجویی: درآمدی بومی به گفتوگوشناسی» نوشته یاسر میردامادی، به تازگی توسط «نشر کرگدن» روانه بازار نشر شده است.
طرحهای هندسی، اسلیمی و نقوش گلدار، ویژگی بارز پارچههای اسلامی بود که به دلیل زیبایی و کیفیت بالا، به سرعت در سراسر جهان شهرت یافتند. این هنر به تجارت جهانی پارچهها رونق بخشیدند.
ایران را سالهاست به نام هنرهایی میشناسند که از دل دستهای هنرمندانش بیرون آمده؛ اما این روزها، به نظر میرسد آن هنرها آرام آرام از خانهها به موزهها و ویترین مغازهها پناه بردهاند. برخی به کالایی لوکس و گرانقیمت تبدیل شدهاند که خرید آن فقط از عهده افراد معدودی برمیآید، برخی دیگر آنقدر بیارزش شدهاند که فروشندهای برایشان نمانده است و انگار خیلی از آنها به جایی رسیدهاند که باید به دنبال راهی برای زنده ماندن بگردند.
تحلیل فلسفی از نسبت جنگ، جامعه ایران و بحران تفکر؛ نگاهی به ریشههای فرهنگی تابآوری ایرانیان پرداخت.
آبی لاجوردی جزو رنگهایی است که در جهان با نام «ایرانی» نامیده میشود. این رنگ بر روی سفالهای ایرانی و کاشیکاریها استفاده شده است و در نقوش مساجد ایران تا مدیترانه دیده میشود.
همه ما وقتی سخن از صله رحم میشنویم، ناخودآگاه تصویری از شام و ناهار در خانه اقوام، یا دیدارهای کوتاه و رسمی در ذهنمان شکل میگیرد. اما حقیقت صله رحم فراتر از این تصورات ساده است.
غربگرایان چرا نسخه تسلیم در برابر تمدّن غربی را تجویز میکنند که 3 هزار سال با تمدّن ایران در جنگ است.
بعضی صداها، فقط صدا نیستند؛ پناهاند. مثل همان «لالا لالا»هایی که سالها در اتاقهای کوچک خانههای سادهمان پیچیدهاند و روی پلک نوزادان نشستهاند. صداهایی که نه شاعر حرفهای سرودهشان، نه در کتابی رسمی ثبت شدهاند؛ اما آنقدر عمیق و ریشهدارند که «استخوانبندی ادبیات کلاسیک» ما را ساختهاند.
امام شهیدمان معتقد بودند که اسراف یک "عیب ملی" است و اینک ما باید با عزم و اراده ملی و البته توجه به اصل برنامهریزی هدفمند به دنبال رفع این عیب مهم و بزرگ باشیم تا ایران اسلامی هر چه بیشتر و بهتر در مدار رشد و پیشرفت به حرکت خود ادامه دهد.
ایران، مهد تمدن و سرزمینی کهن، بار دیگر در تاریخ خود، حماسهای سترگ را رقم زد؛ حماسه ایستادگی، اتحاد و همدلی در برابر طوفانی از دشمنی و یاس. در این دوران سخت، قلبمان از فقدان عزیزانمان درد میکشد؛ اما ایمان ما به پیروزی، چون کوهی استوار، پُرصلابت و با غرور مانده است.
لباس محلی قاسم آبادی چابکسر، گنجینه تمدنی زنان گیلان و نماد عفاف و نشاط در فرهنگ ایرانی-گیلانی است که امروزه به دلیل هجوم فرهنگهای بیگانه در آستانه فراموشی قرار دارد.
کتاب «نوروز و مهرگان»، پژوهشی تاریخی-اسطورهای در فرهنگ ایران است که با نگاهی چند جانبه به آیینهای کهن آن را در گذر زمان بررسی میکند.
بعد از روزهایی که بوی دود و خبرهای سنگین در هوا میچرخید، حالا وقت نفس کشیدن جمعی است. پنجشنبه و جمعهها میتواند از نو، تمرین باهمبودن و ساختن امید باشد.
در سرزمین شعر خیزی مثل ایران، در دوره حمله و حکومت مغولان که به شدت ارکان جامعه را زیر و زبر کرده است، نمونه های خاص شعر سروده شد، از این جمله قصیده استوار سیف فرغانی.
جالب است بدانید که عادت روزمره خوردن سه وعده صبحانه، ناهار و شام، برخلاف تصور عموم، ریشه در تاریخ کهن بشر ندارد، بلکه ابداع مسلمانان در سرزمینهای شرقی و آندلس بوده است.
عمر طولانی اندرزنامهها و همراهی وزرای اندیشمند و مردان خردمند با حاکمان در طول تاریخ ایران، نشاندهنده قامت بلند تمدن در این سرزمین کهن است، که در روند رشد خود را به درستی درک کند.
نوروز میراث مشترک همه ایرانیان است و نوروزنامهها روایتگر این میراث، تا زمانی که هویت ایرانی پابرجاست، گفتوگو با نوروز ادامه خواهد داشت.
نوروز ۱۴۰۵، تنها یک جشن ملی برای ایرانیان نیست، بلکه جشن منطقهای و امت اسلامی است. با از میان رفتن عوامل تفرقه و اشغال، افقهای جدیدی برای همکاری، توسعه و پیشرفت کشورهای اسلامی گشوده شده است. این نوروز، طلوع خاورمیانهای قدرتمند، مستقل و متکی بر ارزشهای انسانی و اسلامی را نوید میدهد؛ خاورمیانهای که در آن، قدس شریف به آغوش امت اسلامی بازمیگردد و ملتها بدون نیاز به قدرتهای متکبر غربی، سرنوشت خود را رقم میزنند.
نوروز یک عید طبیعی در جهان آفرینش است و اختصاص آن به زرتشتیان محل تردید است. برخی اعمال عید نوروز مثل صله رحم و نظافت و هدیه دادن و... مورد سفارش اسلام نیز می باشد و در روایات اهل بیت(ع) نوروز و برخی اعمال آن مورد تایید گرفته است. نوروز مقارن با برخی اتفاقات تاریخی مهم دیگر مثل عید غدیر و... نیز می باشد. البته اسلام همه مراسمی را که به عنوان نوروز انجام می شود تایید نمی کند.
نوروز یک عید طبیعی در جهان آفرینش است و اختصاص آن به زرتشتیان محل تردید است. برخی اعمال عید نوروز مثل صله رحم و نظافت و هدیه دادن و... مورد سفارش اسلام نیز می باشد و در روایات اهل بیت(ع) نوروز و برخی اعمال آن مورد تایید گرفته است. نوروز مقارن با برخی اتفاقات تاریخی مهم دیگر مثل عید غدیر و... نیز می باشد. البته اسلام همه مراسمی را که به عنوان نوروز انجام می شود تایید نمی کند.
نوروز امسال با وجود چالشها، به آیینی برای مقاومت و بازسازی معنا تبدیل شده است. تلاقی آن با عید فطر، یادآور میشود که فرهنگ ایران ابزاری قدرتمند برای تداوم زندگی در دل بحران است.
ماه رمضان در ایران با لایهای از باورها و آیینهای محلی درهمتنیده است که در هر منطقه رنگ و معنای خاص خود را دارد. بسیاری از این رسمها، در ظاهر سادهاند اما در باطن، حامل امید، نذر و نوعی گفتوگوی درونی با امر قدسی هستند؛ آیینهایی که نسل به نسل منتقل شده و هنوز در برخی شهرها و روستاها اجرا میشوند.