سفره ایرانی فقط مجموعهای از غذاها نیست؛ روایتگر یک فرهنگ است
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، برای شناخت جامعه ایرانی، عناصر متعددی وجود دارد که هرکدام بخشی از فرهنگ، آداب و شیوه زندگی مردم را نشان میدهند. غذا، سفره و مهمانداری نیز از همین عناصر هستند؛ مفاهیمی که در فرهنگ ایرانی تنها به خوردن و پذیرایی محدود نمیشوند و با روابط خانوادگی، همسایگی و مناسبات اجتماعی پیوند دارند.
بنابر روایت مهر، در فرهنگ ایرانی، مهمانداری معمولاً با غذا و سفره همراه بوده و پهن کردن سفره برای مهمان، بخشی از آیین پذیرایی محسوب میشود. به همین دلیل، سفره را نمیتوان تنها محلی برای صرف غذا دانست؛ بلکه میتوان آن را روایتگر بخشی از فرهنگ و سبک زندگی ایرانی به شمار آورد.
فیلم سینمایی «مهمان مامان» ساخته داریوش مهرجویی، یکی از نمونههایی است که این مفهوم را به شکلی ملموس به تصویر میکشد. ورود مهمانی از خارج از کشور به خانه یک خانواده ایرانی، زمینهای برای گردهم آمدن همسایهها و تلاش آنها برای آماده کردن یک سفره مناسب فراهم میکند.
در جریان فیلم روشن میشود که آمادهسازی غذا صرفاً اقدامی برای پذیرایی نیست، بلکه با روابط میان شخصیتها و مناسبات اجتماعی آنها گره خورده است و مهمانداری به یک کنش جمعی تبدیل میشود.
این تصویر از سفره و مهمانداری ایرانی را میتوان در کنار کتاب «مستطاب آشپزی؛ از سیر تا پیاز» نوشته نجف دریابندری قرار داد؛ اثری که در کنار پرداختن به آشپزی ایرانی، درباره آداب سفره و مهمانی نیز مطالبی ارائه کرده است.
از همین منظر، روایت «مهمان مامان» و توصیفهای دریابندری از آشپزی و سفره ایرانی، هر دو بر ارتباط میان غذا، مهمانداری و روابط اجتماعی تأکید دارند. در جامعه ایرانی، سفره تنها محل خوردن غذا نیست؛ بلکه بخشی از شیوه زندگی و مناسک اجتماعی را نیز در خود جای داده است.
سفرهای که فراتر از غذا، بخشی از سنت ایرانی است
داستان «مهمان مامان» زندگی چند خانواده کمبرخوردار را دنبال میکند که در خانهای قدیمی و بزرگ در کنار یکدیگر زندگی میکنند. ماجرا از زمانی آغاز میشود که خواهرزاده یکی از زنان ساکن خانه همراه همسر جوانش که از خارج از کشور آمده است، به دیدن او میآید.
زن خانه که امکانات چندانی برای پذیرایی ندارد، از حضور مهمان و وضعیت موجود نگران میشود. با این حال، اتفاقات به گونهای پیش میرود که زوج جوان تصمیم میگیرند برای شام بمانند و همین موضوع، نگرانی درباره آماده کردن سفره را بیشتر میکند.
در ادامه، همخانهها و یکی از دوستان قدیمی زن نیز به کمک میآیند. هرکدام با امکانات و توان خود در تهیه غذا و آماده کردن سفره نقش ایفا میکنند.
اهمیت این ماجرا فقط در آماده شدن غذا خلاصه نمیشود. آنچه در فیلم دیده میشود، نوعی از مهمانداری و روابط همسایگی است که در آن آماده کردن سفره به فعالیتی مشترک تبدیل میشود.
در «مهمان مامان»، سفره محلی برای صرف غذا نیست؛ بلکه بهانهای برای همکاری، جمع شدن آدمها و شکل گرفتن روابط میان ساکنان خانه است.
حضور عروسی که از خارج از کشور آمده نیز این تفاوت فرهنگی را برجستهتر میکند. خانواده در واقع از طریق سفره و شیوه پذیرایی، بخشی از عادتها و فرهنگ خود را به مهمان نشان میدهد.
آداب سفرهداری چگونه فرهنگ ایرانی را بازتاب میدهد؟
آنچه «مهمان مامان» از مهمانی و سفره ایرانی نشان میدهد، به تهیه چند غذا برای مهمان محدود نیست. زمانی که مشخص میشود مهمانان قرار است برای شام بمانند، ساکنان خانه و همسایهها هرکدام به شکلی وارد عمل میشوند تا غذا و سفره آماده شود.
این تصویر را میتوان در کنار توصیفی قرار داد که نجف دریابندری در «مستطاب آشپزی؛ از سیر تا پیاز» از آشپزی و فرهنگ مهمانی ایرانی ارائه کرده است.
دریابندری مینویسد که آماده کردن غذای مهمانی، جشن، نذر و حتی سوگواری، فرصتی برای زنان و دختران بوده تا مهارت آشپزی خود را نشان دهند. در این فعالیتها، زنان و دختران همسایه نیز در بسیاری موارد همراه آنها میشدند و همکاری میکردند.
چیزی که دریابندری درباره آشپزی ایرانی توصیف میکند، در «مهمان مامان» به شکل تصویری دیده میشود؛ آماده کردن شام از یک کار شخصی خارج میشود و به فعالیتی جمعی تبدیل میشود. هرکس هر کاری از دستش برمیآید، انجام میدهد تا سفره آماده شود.
این مشارکت نشان میدهد که سفره میتواند بستری برای شکلگیری و تقویت روابط اجتماعی باشد. بنابراین اتفاقات فیلم را میتوان فراتر از یک مهمانی خانوادگی در نظر گرفت؛ فیلم بخشی از سبک زندگیای را نشان میدهد که در آن پذیرایی از مهمان، همکاری اطرافیان را نیز به دنبال دارد.
دریابندری آشپزی ایرانی را هنری میداند که در خانههای مردم و به دست زنان و دختران شهرها و روستاهای ایران پرورش یافته است. در این نگاه، آشپزی فقط مجموعهای از دستورهای غذایی نیست؛ بلکه دانشی است که در زندگی روزمره شکل گرفته و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.
مهمانی نیز یکی از موقعیتهایی بوده که این دانش و تجربه در آن به کار گرفته و منتقل میشده است؛ زمانی که زنان و دختران فرصت پیدا میکردند مهارت خود را در آماده کردن غذا به کار بگیرند.
تنوع غذاها؛ یکی از ویژگیهای آشپزی ایرانی
از دیگر نکاتی که دریابندری درباره آشپزی ایرانی مطرح میکند، تنوع غذاها در عین حفظ الگوهای اصلی است.
پلو، خورش، آبگوشت، اشکنه و کوکو هرکدام تنها یک غذای مشخص نیستند؛ بلکه الگوهایی هستند که امکان تهیه آنها با مواد مختلف و متناسب با فصل، منطقه و ذائقه افراد وجود دارد.
بنابراین آشپزی ایرانی را نمیتوان تنها با چند غذای شناختهشده معرفی کرد. این آشپزی مجموعهای از الگوهای غذایی است که در طول زمان تغییر کرده، متنوع شده و خود را با شرایط مختلف وفق داده است.
در «مهمان مامان» نیز سفرهای که برای مهمان آماده میشود، تعدادی از غذاهای شناختهشده سفره ایرانی را در کنار یکدیگر قرار میدهد. غذاهایی مانند پلو و خورش در کنار سایر اجزای سفره و نحوه آمادهسازی و چیدمان آنها، تصویری از فرهنگ غذایی ایرانی ارائه میکنند.

سفره ایرانی؛ مجموعهای از آداب و قواعد
دریابندری در بخش «سفره ایرانی» کتاب خود، از خود غذا فراتر میرود و به شیوه پذیرایی از مهمان نیز توجه میکند.
در گذشته، آماده کردن خانه برای مهمانی، مرتب کردن اتاقها و حیاط و کمک گرفتن از دختران خانه و همسایهها، بخشی از مقدمات پذیرایی محسوب میشد.
در نتیجه، مهمانی صرفاً به زمان ورود مهمان محدود نبود. از قبل برای حضور او آماده میشدند و مرتب کردن خانه، تهیه غذا و فراهم کردن شرایط پذیرایی، همه بخشی از آیین مهمانی به شمار میرفت.
چگونگی چیدن سفره نیز اهمیت داشت. نان، سبزی خوردن، پنیر، ترشی، ماست و دیگر اجزای سفره در کنار پلو، چلو و خورش قرار میگرفتند. پس از آماده شدن سفره، میزبان مهمانان را برای نشستن دعوت میکرد.
حتی جای نشستن افراد نیز تابع سن و جایگاه آنها بود و معمولاً مهمان بزرگتر یا محترمتر، پیش از دیگران سر سفره مینشست.
این جزئیات نشان میدهد که سفره در فرهنگ ایرانی تنها محلی برای گذاشتن غذا نبوده، بلکه آداب و قواعد خاص خود را داشته است.
بخشی از همین رفتارها در «مهمان مامان» نیز دیده میشود؛ از آماده کردن خانه و غذا تا پهن کردن سفره و دعوت مهمانان برای نشستن. فیلم این آداب را نه از طریق توضیح مستقیم، بلکه در بستر زندگی روزمره شخصیتها نشان میدهد.
مهمان خارجی و مواجهه با فرهنگ سفره ایرانی
حضور مهمانی که از خارج از کشور آمده، در فیلم فرصتی ایجاد میکند تا تفاوتهای فرهنگی بیشتر دیده شود.
این مهمان با فضایی مواجه است که در آن پذیرایی تنها ارائه غذا نیست؛ چگونگی چیدن سفره، دعوت به غذا خوردن، جای نشستن افراد و مشارکت اعضای خانه و همسایهها نیز بخشی از فرهنگ مهمانی است.
به این ترتیب، سفره به نوعی زبان فرهنگی تبدیل میشود که شخصیتها از طریق آن بخشی از سبک زندگی خود را به مهمان معرفی میکنند.
در کنار این تصویر سینمایی، «مستطاب آشپزی» نیز با ثبت ویژگیهای آشپزی و آداب سفره ایرانی، بخشی از همین فرهنگ را در قالب کتاب روایت کرده است.
وجه مشترک این دو اثر را میتوان در نگاه آنها به غذا بهعنوان بخشی از زندگی اجتماعی پیدا کرد.
در «مهمان مامان»، این فرهنگ در رفتار شخصیتها و رابطه آنها با یکدیگر دیده میشود و در کتاب دریابندری، همین موضوع از طریق توضیح درباره آشپزی، مهمانی و آداب سفره بیان شده است.
از این زاویه، سفره ایرانی یکی از فضاهایی است که بخشی از فرهنگ روزمره جامعه در آن شکل میگیرد و به نسلهای بعد منتقل میشود؛ فرهنگی که تنها در نوع غذا خلاصه نمیشود و شیوه آماده کردن، تعارف کردن، کنار هم نشستن و مشارکت افراد را نیز دربرمیگیرد.

آشپزی ایرانی؛ هنری ریشهدار در خانههای مردم
آشپزی ایرانی علاوه بر ارتباط با مهمانی و سفرهداری، بخش مهمی از شیوه زندگی مردم این سرزمین را تشکیل داده است.
نجف دریابندری در «مستطاب آشپزی» آشپزی ایرانی را هنری میداند که در خانههای مردم و به دست زنان و دختران شهرها و روستاها شکل گرفته و نسل به نسل ادامه یافته است.
به دلیل همین پیوند با زندگی روزمره، بسیاری از مهارتهای آشپزی نه در محیطهای رسمی، بلکه در خانواده و میان نسلهای مختلف منتقل شدهاند.
مهمانی، جشن، نذر و سوگواری نیز از جمله موقعیتهایی بودهاند که این مهارتها در آنها به کار گرفته میشد و فرهنگ غذایی خانواده و جامعه را به نمایش میگذاشت.
دریابندری همچنین به اهمیت پخت ملایم و طولانی غذا و اصطلاحاتی مانند «دم کشیدن» و «جا افتادن» در آشپزی ایرانی اشاره میکند؛ ویژگیای که به گفته او در آشپزی برخی کشورهای دیگر، از جمله آشپزی چین، وجود ندارد.
در کنار این ویژگی، تنوع نیز جایگاه مهمی در آشپزی ایرانی دارد. پلو، خورش، آبگوشت، اشکنه و کوکو نمونههایی از الگوهای غذایی هستند که میتوان آنها را با مواد مختلف و متناسب با فصل، منطقه و ذائقه تغییر داد.
غذا در فرهنگ ایرانی صرفاً برای رفع گرسنگی تهیه نمیشود؛ نحوه آمادهسازی، چیدن و ارائه آن به مهمان نیز بخشی از فرهنگ را تشکیل میدهد.
سفره، شیوه نشستن افراد، جایگاه مهمان و بزرگترها و حتی تعارف کردن غذا، مجموعهای از رفتارهایی هستند که در کنار غذا معنا پیدا میکنند.
به همین دلیل، سفره را میتوان یکی از فضاهایی دانست که فرهنگ ایرانی در آن به شکل عملی اجرا و به نسلهای بعد منتقل میشود.
در «مهمان مامان» نیز خانوادهای با امکانات اقتصادی محدود، پس از ورود مهمان تلاش میکند سفرهای مناسب فراهم کند و همسایهها نیز هرکدام به اندازه توان خود در این کار سهیم میشوند.
فیلم از این طریق نشان میدهد که مهمانی در فرهنگ ایرانی میتواند فراتر از یک پذیرایی ساده باشد و به فرصتی برای همکاری، همدلی و شکلگیری روابط میان افراد تبدیل شود.
در نهایت، کنار هم گذاشتن روایت «مهمان مامان» و مطالب «مستطاب آشپزی» تصویری از آشپزی و سفره بهعنوان بخشی از فرهنگ ایرانی ارائه میکند.
غذاها، روشهای پخت و آداب سفرهداری در گذر زمان از طریق خانواده و تجربه به نسلهای بعد منتقل شدهاند و امروز نیز در قالبهایی مانند کتاب و سینما بازنمایی میشوند.
«مهمان مامان» نمونهای از بازتاب این فرهنگ در سینماست و «مستطاب آشپزی» نمونهای از ثبت و روایت آن در قالب کتاب.
سفره ایرانی در نهایت بخشی از حافظه فرهنگی و اجتماعی ایرانیان است؛ سفرهای که از نوع غذا و شیوه پخت گرفته تا چگونگی چیدن، تعارف کردن، کنار هم نشستن و پذیرایی از مهمان، هرکدام بخشی از یک سنت و شیوه زندگی را روایت میکنند.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0