وقتی «خشک و تر» با هم میسوزند؛ آیا این با عدالت خدا سازگار است؟
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، آیه ۲۵ سوره انفال می فرماید: «و بترسید از فتنه ای که چون آید، تنها مخصوص ستمکاران شما نباشد [بلکه همه را فرا خواهد گرفت]»؛ آیا این قضیه با عدل خداوند در تضاد نیست!؟ خدا هرگز عموم را به خاطر عمل گروهی عذاب نمی کند، مگر آنکه منکرات در میان آنها آشکار شود و آنها در عین توانائی سکوت کنند و این عذاب نتیجه پدید آمدن بی عدالتی و ظلمی است که در صورت عمل نیک سیرتان به وظیفه شان در امر به معروف و نهی از منکر، هیچ گاه دامن گیر این جامعه نمی گشت؛ در صورتی که خوبان در برابر عمل بدان سکوت کنند، ناهنجاری مثل موریانه ریشه عدالت اجتماعی را می خورد؛ زیرا عدم اصلاح افراد ناصالح نابودی اجتماع را در پی دارد.
بنابر روایت ابنا، در آیه ۲۵ سوره انفال می خوانیم: «وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصیبَنَّ الَّذینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقاب»؛ (و بترسید از فتنه ای که چون آید، تنها مخصوص ستمکاران شما نباشد [بلکه همه را فرا خواهد گرفت] و بدانید خداوند کیفر شدید دارد). آیا این آیه به معنای عقاب نیکوکاران به خاطر ظلم ها و معصیت های ستمکاران و بدکاران و به قول عامیانه سوختن خشک و تر در هنگام پدید آمدن فتنه ها نیست!؟ و اگر چنین باشد، آیا چنین امری با عدالت خداوند منافات ندارد!؟
در پاسخ به این سؤال لازم است به مواردی چند از آموزه های وحیانی راجع به عدل الهی توجه کنیم.
ضرورت امر به معروف و نهی از منکر در تحقق عدل الهی
عدل الهی در خلقت تک تک موجودات این عالم این گونه است که سیستم آفرینش را به نحو احسن قرار داده است چنانکه در آیه ۷ سوره سجده می خوانیم: «الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ»؛ (خدا کسی است که هر چه را آفرید، به نیکوترین وجه آفرید).
وقتی به موجودات این عالم نیز نگاه می کنیم به خوبی به خلقت نیکوی آنها پی می بریم، به عنوان مثال فرآیند بارش باران و رویش گیاهان و تغذیه انسان و… همه و همه آنقدر زیبا هستند که انسان را به شگفتی وا می دارند.
خداوند علاوه بر صورت بندی نیکویی که در آفرینش موجودات داشته است، بهترین قوانین را برای در کنار هم بودن و برپایی عدالت اجتماعی نیز وضع کرده است. به عنوان مثال به انسان ها که موجودات مختاری هستند دستور داده است برای داشتن زندگی بهتر در اجتماعی که تشکیل داده اند لازم است اموری مثل دروغ نگفتن و غیبت نکردن و دزدی نکردن و … را رعایت کنند و برای مراقبت از این قوانین و اجرای درست آنها نیز دستوراتی قرار داده است که برای تحقق عدالت اجتماعی اموری ضروری اند.
یکی از مهم ترین این دستورات که عدالت اجتماعی از خلال آنبه ظهور و بروز می رسد، «امر به معروف و نهی از منکر» است.
رواج بی عدالتی با فراموشی امر به معروف و نهی از منکر
با توجه به اینکه خداوند جریان امور عالم را از راه جریان اسباب و مسببات قرار داده است، اگر خوبان در برابر فساد سکوت کنند و به فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر عمل نکنند، بی عدالتی ها و ناهنجاری های مختلف، همچون موریانه از درون ریشه های موجودیت و عدالت اجتماعی را خواهند خورد و آن را از هم متلاشی خواهند کرد.
بنابراین حفظ عدالت اجتماعی بدون نظارت عمومی ممکن نیست، لذا خداوند در آیه ۱۰۴ سوره آل عمران می فرماید: «وَلتَکُنْ مِنْکُم أمَّة یَدعُونَ اِلَی الْخَیْرِ یَأمُرُونَ بِالمَعْرُوفِ وَ یَنْهَونَ عَنِ الْمُنْکَر وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُون»؛ (باید از میان شما جمعی دعوت به نیکی کنند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند و آنها رستگارانند). با این بیان، لازم است همواره میان مسلمانان گروهی باشند که این دو وظیفه بزرگ اجتماعی را انجام دهند: مردم را به نیکی ها دعوت کنند و از بدی ها باز دارند.
در آیات ۲۴ و ۲۵ سوره انفال نیز قرآن بعد از دعوت مومنان به اجابت خدا و پیامبرش؛ اشاره به عواقب شوم عدم پذیرش دعوت حیات بخش خدا و پیامبر و سکوت در برابر نا هنجاری ها می کند: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُون * وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ»؛
(ای کسانی که ایمان آورده اید دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می خواند که مایه حیات تان است و بدانید خداوند میان انسان و قلب او حائل می شود و اینکه همه شما نزد او [در قیامت] اجتماع خواهید کرد. * و از فتنه ای بترسید که تنها به ستمکاران شما نمی رسد؛ [بلکه همه را فرا خواهد گرفت] و بدانید خداوند کیفر شدید دارد).
در این آیه «فتنه» به معنای بلاها و مصائب اجتماعی است، که دامن همه را می گیرد و به اصطلاح خشک و تر در آن با هم می سوزند.
هنگامی که خوبان جامعه در ادای رسالت خود کوتاهی کنند، و بر اثر آن قانون شکنی ها و هرج و مرج ها و ناامنی ها و مانند آن به بار آید نیکان و بدان در آتش آن می سوزند. این اخطاری است که خداوند در این آیه به همه جوامع اسلامی می دهد و مفهوم آن این است که: افراد جامعه نه تنها موظف اند وظایف خود را انجام دهند، بلکه موظف اند دیگران را هم به انجام وظیفه وادارند؛ زیرا اختلاف، پراکندگی و ناهماهنگی در مسائل اجتماعی موجب شکست برنامه ها خواهد شد و دود آن در چشم همه می رود. (۱)
امر به معروف و نهی از منکر از لوازم زندگی اجتماعی است
این وظیفه در حقیقت از لوازم زندگی اجتماعی است. به طور مسلم زندگانی دسته جمعی برای افراد بشر فوائد و برکات فراوانی دارد و حتی این نوع مزایا انسان را وادار به زندگانی اجتماعی کرده است. ولی در مقابل آن محدودیت هایی مثل تأثیر رفتار هر کدام بر یکدیگر و … نیز برای او ببار می آورد، و چون در برابر فوائد بی شمار زندگی دسته جمعی ضرر این نوع محدودیتها جزئی و ناچیز است، لذا بشر از روز اول تن به زندگی اجتماعی داده و محدودیتها را پذیرفته است.
از آنجا که در زندگی اجتماعی سرنوشت افراد به هم مربوط است، و به اصطلاح افراد اجتماع در سرنوشت یکدیگر اثر دارند، حق نظارت در اعمال دیگران حق طبیعی و خاصیت زندگی دسته جمعی است. این امر از همان محدودیت های ذاتی اجتماعات بشری است که اگر انجام نشود عواقب منفی فراوانی خواهد داشت.
این مطلب به طرز جالبی در حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) آمده است: «باید امر به معروف و نهی از منکر کنید و گر نه خداوند ستمگری را بر شما مسلط می کند که نه به پیران احترام می گذارد، و نه به خردسالان رحم می کند، نیکان و صالحان شما دعا می کنند ولی مستجاب نمی شود و از خداوند یاری می طلبند اما خدا به آنها کمک نمی کند و حتی توبه می کنند و خدا از گناهان شان درنمی گذرد».(۲)
اینها همه نتیجه طبیعی اعمال جمعیتی است که این وظیفه بزرگ اجتماعی را تعطیل کنند؛ زیرا بدون نظارت عمومی، جریان امور از دست نیکان خارج می شود، و بَدان میدان اجتماع را تسخیر می کنند، و اینکه در حدیث فوق می فرماید حتی توبه آنها قبول نمی شود به خاطر آن است که توبه با ادامه سکوت آنها در برابر مفاسد مفهوم صحیحی ندارد، مگر اینکه در برنامه خود تجدید نظر کنند. (۳)
در نتیجه نمی توان گفت چون وظیفه خود را در حیطه زندگی شخصی و فردی انجام داده ام از آثار شوم وظیفه ناشناسی های دیگران در امان خواهم ماند. چون در اجتماع، چیزی به عنوان «ضرر فردی» وجود ندارد و هر زیان فردی، امکان این را دارد که به صورت یک زیان اجتماعی در آید.
به همین دلیل، منطق و عقل حکم می کند در پاک نگه داشتن محیط اجتماعی خود از هر گونه تلاش و کوششی خودداری نکنیم. این درست به آن می ماند که برای جلوگیری از هجوم دشمنی، صدهزار نفر سرباز نیرومند لازم باشد. اگر عده ای مثلا پنجاه هزار نفر وظیفه خود را انجام دهند مسلما کافی نخواهد بود و نتایج شوم شکست، هم وظیفه شناسان را و هم وظیفه نشناسان را می گیرد.
پس نیکان جامعه وظیفه دارند که در برابر بدان سکوت نکنند. اگر سکوت اختیار کنند در سرنوشت آنها نزد خداوند سهیم و شریک خواهند بود. کما اینکه پیامبر اعظم(ص) فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ لا یُعَذِّبُ الْعَامَّةَ بِعَمَلِ الْخَاصَّةِ حَتَّی یَرَوُا الْمُنْکَرَ بَیْنَ ظَهْرَانِیهِمْ وَهُمْ قَادِرُونَ عَلَی أَنْ یُنْکِرُوهُ وَلَمْ یُنْکِرُوهُ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ عَذَّبَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ الْعَامَّةَ وَالْخَاصَّةَ» (۴)؛ (خداوند عز و جل هرگز عموم را به خاطر عمل گروهی خاص مجازات نمی کند مگر آن زمان که منکرات در میان آنها آشکار گردد و توانائی بر انکار آن داشته باشند در عین حال سکوت کنند؛ در این هنگام خداوند آن گروه خاص و همه توده اجتماع را مجازات خواهد کرد).
مجازات ترک کنندگان امر به معروف و نهی از منکر در آخرت
مجازات توأمان بدکاران و کسانی که با ترک امر به معروف و نهی از منکر، در مقابل آن ها سکوت کردند، در آخرت هم صادق است. در پایان آیه مورد بحث در صدر سؤال، خداوند با زبان تهدید آمیز می گوید: (بدانید خداوند مجازاتش شدید است)؛ «وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ». این تهدید از آن روست تا مبادا لطف و رحمت خدا نیکوکاران را از وظایفشان غافل کند و شدت مجازات های الهی را به دست فراموشی بسپارند، و آشوب ها و فتنه ها دامان آنها را بگیرد، همان گونه که دامان جامعه اسلامی را گرفت و بر اثر فراموش کردن این سنن الهی آنها را به قهقرا کشانید.
فتنه ها و ناکامی های امروز جوامع اسلامی، نتیجه ترک وظیفه
یک نگاه کوتاه به جوامع اسلامی در عصر ما و شکست های پی در پی که در برابر دشمنان دامنگیرشان می شود و فتنه های استعمار و صهیونیسم و الحاد و مادیگری و مفاسد اخلاقی و متلاشی شدن خانواده ها و سقوط جوانان در دامن فحشاء و انحطاط و عقب گرد علمی، حقیقت و محتوای آیه را مجسّم می سازد که چگونه این فتنه ها دامن کوچک و بزرگ، نیک و بد، و عالم و جاهل را فرا گرفته است و اینها همچنان ادامه خواهد یافت تا آن زمان که مسلمانان روح اجتماعی پیدا کنند و نظارت همگانی را در جامعه عملا بپذیرند و دو وظیفه امر به معروف و نهی از منکر به عنوان وظیفه قطعی و تخلّف ناپذیر عملی گردد. (۵)
جمع بندی اینکه اگر بلایای عمومی دامن خوبان را نیز می گیرد، بدان جهت است که آنان نیز با ترک واجب در قبال وظیفه خود که همان امر به معروف و نهی از منکر باشد کوتاهی نمودند؛ لذا دچار عقوبت می شوند. پس آیه ۲۵ سوره انفال هیچ گونه تضادی با عدل الهی ندارد.
پی نوشت:
(۱). ر. ک: تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ هـ ش، چاپ سی و دوم، ج ۷، ص ۱۳۱.
(۲). مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل بن حسن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۲ هـ ش، چاپ سوم، ج ۲، ص ۸۰۷.
(۳). ر. ک: تفسیر نمونه، همان، ج ۳، ص ۴۰.
(۴). الدر المنثور فی تفسیر المأثور، سیوطی جلال الدین، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، قم، ۱۴۰۴ هـ ق، چاپ اول، ج ۲، ص ۳۰۲؛ کشف الأسرار و عدة الأبرار، میبدی، احمد بن ابی سعد، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۱ هـ ش، چاپ پنجم، ج ۳، ص ۱۹۸.
(۵). تفسیر نمونه، همان، ج ۷، ص ۱۳۲.
منبع: پایگاه اطلاعرسانی دفتر آیتالله مکارم شیرازی


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0