در عصر انباشت روایتها، حقیقت در ازدحام صداها گم میشود. جایی میان خبرهای متناقض، تحلیلهای شتابزده و شایعاتی که بیوقفه بازتولید میشوند، حقیقت آرامآرام زیر آوار روایتها نفس میکشد.
امام امیرالمومنین(ع) بر طرد چاپلوسان تأکید دارند، زیرا ستایشهای بیجا، حاکم را دچار کبر کرده و از واقعیتهای جامعه دور میکند؛ فضایی که بهترین فرصت برای نفوذ دشمن و ضربه زدن به رضایت عمومی است.
استجابت دعا پاسخ دادن و پذیرفتن درخواست بندگان از طرف خدا است. خداوند در قرآن به بندگان خود وعده استجابت دعا داده است. البته گاهی اوقات استجابت دعا بنابر حکمتهایی مانند عدم مصلحت بندگان با تأخیر مواجه میشود.
امام علی(ع) درباره فضیلت های «بنی هاشم» بر «بنی امیّه» فرمودند: «چگونه این دو گروه یکسانند در حالی که در بین ما پیامبر(ص) و در بین شما تکذیب کننده ای مانند ابوجهل وجود دارد، از میان ما شیر خدا و از میان شما شیر پیمان های ضد اسلامی، از میان ما دو سرور جوانان بهشت و از میان شما کودکان آتش، از ما بهترین زنان جهان و از شما حمّالة الحطب و ... وجود دارد، پس ما به سبب خویشاوندی با پیامبر(ص) و اطاعت از او از دیگران سزاوارتریم. از سوی دیگر اگر دلیل پیروزی در سقیفه استدلال به خویشاوندی با پیامبر(ص) بود، پس حق با ماست؛ چرا که ما از همه به پیامبر(ص) نزدیک تریم و اگر دلیل دیگری داشت انصار نیز در خلافت حقّی خواهند داشت».
کهانت و نجوم معمولاً به جای ایجاد فهم و تحلیل عقلانی، نوعی تشویش ذهنی در جامعه ایجاد میکنند.
امام علی(ع) در پاسخ به سخنان زشت مردم عراق درباره خودش می فرماید: «به من خبر رسیده [بعضی از شما] می گویید: علی خلاف می گوید. خدا شما را بکشد! به چه کسی دروغ بسته ام؟ آیا به خداوند؟ حال آن که نخستین مؤمن به او بوده ام یا به پیامبرش؟» امام(ع) در جای دیگر می فرماید: «مادر آن گوینده به عزایش بنشیند، اگر آنها ظرفیت می داشتند، اینها پیمانه ای بود [از علوم و دانشها و معارف والا] که رایگان در اختیارشان قرار می گرفت و به زودی خبر آن را خواهید دانست!».
کارگزار مؤمن میداند که مسئولیت، میدان آسایش نیست بلکه میدان جهادِ خدمت است.
امنیت، عزت، آرامش و حفظ ارزشهای الهی، میوههای جانفشانیهای مجاهدان راه خداست.
در نهجالبلاغه، تأثیر حضور مردمی بر تصمیمگیری امام مسلمین در سه قالب «نصرت»، «عصیان و خذلان»، و «امر و نهی» صورتبندی شده است.
در اینکه منظور امام(ع) از «کور کردن چشم فتنه»، کدام «فتنه» است؟ چهار تفسیر وجود دارد: ۱. فتنه «جنگ جمل». ۲. فتنه «خوارج» در نهروان. ۳. فتنه «معاویه» و «جنگ صفین». ۴. فتنه به مفهوم عامّ آن که از زمان رسول خدا(ص) در جنگ بدر آغاز شد و تا زمان امام علی(ع) ادامه یافت. در میان این تفاسیر، تفسیر اوّل که اشاره به جنگ جمل دارد با تعبیرات خطبه، مناسب تر به نظر می رسد.
امیرالمومنین علی (ع) در خطبه ۱۹۲ نهجالبلاغه میفرماید هرگاه گذشتگان تفرقه را رها کردند و بر وحدت همت گماشتند، عزت، دفع دشمن، گستردگی عافیت و پیوستگی کرامت نصیبشان شد.
شرح نامه دهم نهجالبلاغه شده و بخشهایی از گفتوگوی امیرالمؤمنین(ع) را با محوریت توصیههای اخلاقی و خطرات غرور، غفلت و انس گرفتن با ستایش دیگران مورد بررسی قرار میدهیم.
پس از پایان جنگ احزاب، پیامبر اسلام(ص) بهدلیل نقض پیمان از سوی بنیقریظه، حرکت بهسوی قلعههای آنان را آغاز کرد. گروهی از یاران پیامبر به فرماندهی علی(ع) مأمور شدند تا بهعنوان پیشقراول، قلعهها را محاصره کنند. در روایتهای تاریخی نقل شده که حضور علی(ع) تأثیر روانی مهمی بر روحیهی مدافعان قلعه گذاشت و زمینهی پایان مقاومت را فراهم کرد.
در منطق علوی، شکست دشمن به معنای مجوزی برای درندگی نیست و امام علی (ع) قواعد سختگیرانهای برای پس از فروپاشی صفوف دشمن وضع کردهاند.
آنجا که امنیت، جای خوف را میگیرد و دین، از حاشیه به متن زندگی میآید. امروز، ما در برابر «احزاب جدید» ایستادهایم؛ ائتلافی گسترده، پیچیده و چندلایه، از قدرتهای نظامی تا شبکههای رسانهای.
برخلاف مکاتب واقعگرای افراطی که در سیاست خارجی هر وسیلهای را برای رسیدن به هدف توجیه میکنند، در نهجالبلاغه، «عهد و پیمان» یک امر قدسی و الهی است که مرزهای عقیده و مذهب را در مینوردد.
امام علی(ع) در خطبه ۱۷۰ نهج البلاغه، به ماجرای گفتگوی خود با نماینده گروهی از مردم بصره اشاره کرده و حقیقت مهمی را یادآوری می کند که توجه به آن بسیاری از مشکلات را حل می کند. در این گفتگو، امام(ع) با یک مثال روشن، طرز تفکّر «هم رنگ شدن با جماعت» را باطل کرده، می فرماید: «اگر تو به عنوان پیشگام قافله، همراهانت را از محل آب و گیاه مطلع می کردی و آنان به سوی سرزمین های بی آب و علف روی می آوردند، چه می کردی؟ [آیا از آنها جدا نمی شدی و به سوی آب و آبادانی نمی رفتی؟]».
صبر، سختیها را تبدیل به تجربهای سازنده میکند و بیتابی، سبب فرسایش روحی شده، فرد را دچار شکست میکند.
کتاب الکترونیکی جنگ و جهاد در نهجالبلاغه با پژوهش حسین شفائی، به بازخوانی نگاه امیرالمؤمنین علی علیهالسلام به مفهوم جهاد میپردازد و ابعاد اخلاقی، اجتماعی و الهی این فریضه را بر پایه خطبهها و نامههای نهجالبلاغه تبیین میکند.
در نامه 23 نهج البلاغه آمده است: وصيتم به شما اين است كه هيچ چيزى را شريك خدا قرار ندهيد و سنت محمد صلى الله عليه و آله را تباه نسازيد. اين دو ستون محكم دين (توحيد و محافظت بر سنت پيامبر) را برپا داريد و اين دو چراغ را روشن نگاه داريد تا در نتيجه ، توبيخ از شما دور باشد.
نگاه اسلامی حتی برای جنگ نیز مرزهای اخلاقی تعیین میکند؛ مرزهایی که در جبهه ی دشمن نادیده گرفته میشود.
آیتالله بروجردی فقیر متکدی را نصیحت کرد و با حدیث امیرالمؤمنین او را به کار و کسب فراخواند.
ماهیت فتنه به این صورت است که همواره شماری از افراد با صبرپیشگی از مشکلات عبور میکنند اما عدهای دچار لغزش میشوند و خود و دیگران را در معرض آسیب قرار میدهند.
اخلاق بندگی سبب سامانبخشیدن رابطه انسان با خدا و تربیت نفس شده و توحید بندگان را قوی، غنی و مستحکم کرده و مانع انحراف انسان میشود.
هدف اصلی در نگاه امام علی (ع) صرفاً غلبه بر دشمن نیست، بلکه آشکار شدن حق و اجرای عدالت در میان انسانهاست.
ای دنیا، ای دنیا، از من دور شو، خود را به من عرضه می کنی؟ یا می خواهی مرا به شوق آوری؟ هرگز آن زمان نرسد، هیهات، دور شو از من، دیگری را فریب ده، من به تو نیازی ندارم، تو راسه طلاقه نمودم که بازگشتی در پی نداشته باشد. زندگی تو کوتاه، جایگاهت اندک، آرزویت پست است. آه از کمی زاد و توشه و طولانی بودن راه و دوری سفر و عظمت مقصد.
کشف کتیبۀ سلیمان از مرموزترین اتفاقات جنگ جهانی اول است که در دل سربازان بریتانیا در جنگ جهانی اول باقی ماند.
اینکه انبیا معمولاً در فقر و در ظاهری ساده ظهور میکردند، به خاطر این بود که افراد با رغبت و میل عقلانیت ایمان بیاورند و الّا اگر مثل پادشاهان بودند مردم هیچ وقت به اینها ایمان نمیآوردند.
بعضیها فقط تظاهر به خیرخواهی کرده و در واقع هدفشان خیانت و فریب بوده است و برای رسیدن به اهدافشان از صفت خیرخواهی سوءاستفاده کردهاند؛ نمونه بارز آن شیطان است.
بدان، خدايى كه گنج هاى آسمان و زمين در دست اوست، به تو اجازه درخواست داده، و اجابت آن را به عهده گرفته است.