در عصر انباشت روایتها، حقیقت در ازدحام صداها گم میشود. جایی میان خبرهای متناقض، تحلیلهای شتابزده و شایعاتی که بیوقفه بازتولید میشوند، حقیقت آرامآرام زیر آوار روایتها نفس میکشد.
امام امیرالمومنین(ع) بر طرد چاپلوسان تأکید دارند، زیرا ستایشهای بیجا، حاکم را دچار کبر کرده و از واقعیتهای جامعه دور میکند؛ فضایی که بهترین فرصت برای نفوذ دشمن و ضربه زدن به رضایت عمومی است.
امام علی(ع) درباره فضیلت های «بنی هاشم» بر «بنی امیّه» فرمودند: «چگونه این دو گروه یکسانند در حالی که در بین ما پیامبر(ص) و در بین شما تکذیب کننده ای مانند ابوجهل وجود دارد، از میان ما شیر خدا و از میان شما شیر پیمان های ضد اسلامی، از میان ما دو سرور جوانان بهشت و از میان شما کودکان آتش، از ما بهترین زنان جهان و از شما حمّالة الحطب و ... وجود دارد، پس ما به سبب خویشاوندی با پیامبر(ص) و اطاعت از او از دیگران سزاوارتریم. از سوی دیگر اگر دلیل پیروزی در سقیفه استدلال به خویشاوندی با پیامبر(ص) بود، پس حق با ماست؛ چرا که ما از همه به پیامبر(ص) نزدیک تریم و اگر دلیل دیگری داشت انصار نیز در خلافت حقّی خواهند داشت».
کارگزار مؤمن میداند که مسئولیت، میدان آسایش نیست بلکه میدان جهادِ خدمت است.
امنیت، عزت، آرامش و حفظ ارزشهای الهی، میوههای جانفشانیهای مجاهدان راه خداست.
در نهجالبلاغه، تأثیر حضور مردمی بر تصمیمگیری امام مسلمین در سه قالب «نصرت»، «عصیان و خذلان»، و «امر و نهی» صورتبندی شده است.
در اینکه منظور امام(ع) از «کور کردن چشم فتنه»، کدام «فتنه» است؟ چهار تفسیر وجود دارد: ۱. فتنه «جنگ جمل». ۲. فتنه «خوارج» در نهروان. ۳. فتنه «معاویه» و «جنگ صفین». ۴. فتنه به مفهوم عامّ آن که از زمان رسول خدا(ص) در جنگ بدر آغاز شد و تا زمان امام علی(ع) ادامه یافت. در میان این تفاسیر، تفسیر اوّل که اشاره به جنگ جمل دارد با تعبیرات خطبه، مناسب تر به نظر می رسد.
امیرالمومنین علی (ع) در خطبه ۱۹۲ نهجالبلاغه میفرماید هرگاه گذشتگان تفرقه را رها کردند و بر وحدت همت گماشتند، عزت، دفع دشمن، گستردگی عافیت و پیوستگی کرامت نصیبشان شد.
در منطق علوی، شکست دشمن به معنای مجوزی برای درندگی نیست و امام علی (ع) قواعد سختگیرانهای برای پس از فروپاشی صفوف دشمن وضع کردهاند.
آنجا که امنیت، جای خوف را میگیرد و دین، از حاشیه به متن زندگی میآید. امروز، ما در برابر «احزاب جدید» ایستادهایم؛ ائتلافی گسترده، پیچیده و چندلایه، از قدرتهای نظامی تا شبکههای رسانهای.
امام علی(ع) در خطبه ۱۷۰ نهج البلاغه، به ماجرای گفتگوی خود با نماینده گروهی از مردم بصره اشاره کرده و حقیقت مهمی را یادآوری می کند که توجه به آن بسیاری از مشکلات را حل می کند. در این گفتگو، امام(ع) با یک مثال روشن، طرز تفکّر «هم رنگ شدن با جماعت» را باطل کرده، می فرماید: «اگر تو به عنوان پیشگام قافله، همراهانت را از محل آب و گیاه مطلع می کردی و آنان به سوی سرزمین های بی آب و علف روی می آوردند، چه می کردی؟ [آیا از آنها جدا نمی شدی و به سوی آب و آبادانی نمی رفتی؟]».
صبر، سختیها را تبدیل به تجربهای سازنده میکند و بیتابی، سبب فرسایش روحی شده، فرد را دچار شکست میکند.
کتاب الکترونیکی جنگ و جهاد در نهجالبلاغه با پژوهش حسین شفائی، به بازخوانی نگاه امیرالمؤمنین علی علیهالسلام به مفهوم جهاد میپردازد و ابعاد اخلاقی، اجتماعی و الهی این فریضه را بر پایه خطبهها و نامههای نهجالبلاغه تبیین میکند.
در نامه 23 نهج البلاغه آمده است: وصيتم به شما اين است كه هيچ چيزى را شريك خدا قرار ندهيد و سنت محمد صلى الله عليه و آله را تباه نسازيد. اين دو ستون محكم دين (توحيد و محافظت بر سنت پيامبر) را برپا داريد و اين دو چراغ را روشن نگاه داريد تا در نتيجه ، توبيخ از شما دور باشد.
نگاه اسلامی حتی برای جنگ نیز مرزهای اخلاقی تعیین میکند؛ مرزهایی که در جبهه ی دشمن نادیده گرفته میشود.
هدف اصلی در نگاه امام علی (ع) صرفاً غلبه بر دشمن نیست، بلکه آشکار شدن حق و اجرای عدالت در میان انسانهاست.
ای دنیا، ای دنیا، از من دور شو، خود را به من عرضه می کنی؟ یا می خواهی مرا به شوق آوری؟ هرگز آن زمان نرسد، هیهات، دور شو از من، دیگری را فریب ده، من به تو نیازی ندارم، تو راسه طلاقه نمودم که بازگشتی در پی نداشته باشد. زندگی تو کوتاه، جایگاهت اندک، آرزویت پست است. آه از کمی زاد و توشه و طولانی بودن راه و دوری سفر و عظمت مقصد.
اینکه انبیا معمولاً در فقر و در ظاهری ساده ظهور میکردند، به خاطر این بود که افراد با رغبت و میل عقلانیت ایمان بیاورند و الّا اگر مثل پادشاهان بودند مردم هیچ وقت به اینها ایمان نمیآوردند.
بدان، خدايى كه گنج هاى آسمان و زمين در دست اوست، به تو اجازه درخواست داده، و اجابت آن را به عهده گرفته است.
امیرالمومنین علیه السلام در نهجالبلاغه به شجاعت پیشوای رزمندگان اسلام اشاره کردهاند.
نهجالبلاغه به ما میگوید که فردا متعلق به کسانی است که امروز در بطنِ عسر و سختی، بذرهای یسر و آسانی را میکارند و با توکل و تدبیر، از تنگناهای زمانه عبور میکنند.
هنگامی که یک ملت در مسیر حق ایستادگی میکند، خداوند از منابعی که در محاسبات سیاسی و نظامی نمیگنجد، آنها را یاری میدهد؛ همانگونه که در تاریخ معاصر، بارها شاهد گشایشهای غیرمنتظره بودیم.
زهد قرآنی در آینه نهجالبلاغه، تلاشی است برای ساختن انسانی که در عین حضور فعال در قلب تمدن و تولید ثروت، قلبش را در گروِ زنجیرهای مادی قرار نداده است.
در نظام اندیشگی اسلام، پیوند میان آموزههای وحیانی و زیست اجتماعی، مسیری است که از قلب فرد آغاز شده و به ساختارهای کلان فرهنگی و اجتماعی منتهی میشود.
جهاد تنها یک نبرد نظامی نیست، بلکه نمادی از آمادگی، مسئولیتپذیری، صبر و ایستادگی در راه حق است.
در شرح حکمت ۱۵۴ نهجالبلاغه بیان شده است: رضایت قلبی به گناه، انسان را در زمره گناهکاران قرار میدهد، حتی اگر آن فرد مرتکب آن عمل نشده باشد.
مؤمن باید در برابر دشمن، نه تنها جسور و مقاوم باشد، بلکه آگاهانه و منظم اقدام کند.
هدایتی که قرآن وعده داده، شامل حال کسانی است که در مسیرِ خداگرایی از تمنیات شخصی عبور کنند. این نگاه، راهبرد اصلی نهجالبلاغه برای خروج از جاهلیت مدرن و رسیدن به تمدنی انسانی است.
امیرالمؤمنین علی (ع) در حکمتی نورانی، چهار موهبت الهی را که ضامن چهار پاداش قطعی هستند معرفی میکنند؛ آنچه در این شرح کوتاه از حکمت ۱۳۵ نهجالبلاغه میخوانید، دعوتی است به بهرهگیری از این فرصتهای طلایی در ماه مبارک رمضان.
در پیوند با آیه ۴۵ سوره بقره که به نماز و صبر به عنوان یاریگران انسان اشاره دارد، نهجالبلاغه «صبر» را راس ایمان میشمارد.