حضرت رسول(ص) در روز غدیر با تاکید بر اینکه لقب «اميرالمؤمنين» جز برای علی(ع) مجاز نیست، فرمودند: بر روستایی و شهری، بر عجمی و عربی، بر آزاد و بنده، بر بزرگ و کوچک، بر سفید و سیاه اطاعت او واجب است و ... هر کس با او مخالف باشد ملعون است.
امیرالمومنین علی علیهالسلام فرمود: هرکس این ۶ آیه را هر صبح بخواند خداوند متعال او را از هر بدی و مرضی کفایت میکند.
امیرالمؤمنین(ع) در حکمت ۱۴ نهج البلاغه حقیقتی از سیر نعمت را آشکار میسازند؛ جاییکه میفرمایند: «هرگاه آغازهای نعمت به شما رسید، با کمشکری پایان آن را از خود دور مسازید». این سخن، یادآور مسئولیت انسان در قبال نعمتهای الهی است؛ زیرا هر نعمت، پیش از آنکه در اوج و کمالش پدیدار شود، نشانهها و جلوههایی ابتدایی دارد که قدردانی از همان لحظههای نخست، زمینه تداوم و فراوانی آن را فراهم میکند.
فضایل امیرالمؤمنین(ع) چنان تابنده و درخشان است که چشم دل هر بینندهای را خیره کرده و هر فردی را، گرچه با اندکی انصاف، به حیرت واداشته است. گواه بر این مدعا، انبوه کتابهایی است که دانشوران مسلمان و غیرمسلمان از مذاهب مختلف در طول قرنهای پیوسته در جایجای جهان در این زمینه نگاشته و برجا گذاشتهاند. احمد بن حنبل رئیس و پیشوای مذهب حنابله و مروج اهل سنت یکی از اشخاص است.
پیوند بحث امامت و ولایت با مقوله حج تا جایی است که خداوند هر ساله برنامهای جهت یادآوری این امر مهم نظام الهی قرار داده است تا در پرتو آن بتوانیم با اهل عترت(ع) تجدید عهد و میثاق داشته باشیم.
خداوند در نهایت لطف و محبت، آغوش رحمتش را به روی همگان باز کرده و می فرماید: «به آنها بگو ای بندگان من که بر خودتان اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می بخشد». در حقیقت این آیه، یکی از امیدبخش ترین آیات قرآن نسبت به گنهکاران است؛ زیرا خداوند در آن، گنهکاران را بندگان خود خطاب کرده و به جای واژه ظلم و گناه، از اسراف بر خود یاد کرده و با نهایت لطف و محبت، همه گنهکاران ر بخشیده و آغوش رحمت خود جای می دهد.
امیرالمومنین علی علیهالسلام در حدیثی عامل شعله ور شدن لجاجت در انسانها را بیان کردند.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در حدیثی، با اشاره به غیبت حضرت مهدی(عج)، از فراگیر شدن فتنهها، انکار امامت و در عین حال تداوم حضور حجت الهی در میان مردم تا زمان ظهور سخن میگویند.
کتاب «اللوامع النورانیة فی أسماء علی و أهل بیته القرآنیة» اثر علامه سیدهاشم بحرانی، با رویکردی تأویلی و استناد به میراث روایی اهل بیت(ع)، پرده از حقیقتِ مستوری برمیدارد که در تار و پود آیات الهی تنیده شده است. این گزارش با تمرکز بر سوره مبارکه بقره، به بازخوانی جایگاه، نامها و نشانههای امیرالمؤمنین علی(ع) در این سوره میپردازد و نشان میدهد که چگونه از منظر روایات، ولایت ایشان، محورِ تفسیر بسیاری از آیات کلیدی این سوره است.
اگر حضرت علی(ع) امروز بودند، با نسل زد «پدرانه و مهربانانه» برخورد میکردند، بدون هیچ دستکاری، حضرت فاطمه(س) و حضرت علی(ع) را به نسل زد معرفی کنیم، آغاز زندگی زناشویی را با گناه کبیره «اسراف» رقم نزنیم، حیف است که دختران به «تجرد مطلق» برسند.
عدالت امام علی (ع)، فراتر از یک اندیشه یا آرمان خیالی، بلکه الگویی عملی و جامع برای زمامداری و حکومتداری اسلامی است. این عدالت، ریشه در عمق باورهای دینی و انسانی امام علی (ع) داشت و در تمام زوایای زندگی ایشان، از قضاوت و حکومتداری گرفته تا روابط شخصی و اجتماعی، تجلی مییافت.
مترجم کتاب «با خورشید سامرا» گفت: امام هادی (ع) مانند پیشینیان خود، گاهی سرمایه ای در اختیار تهیدستان قرار می داد تا به کسب و کاری بپردازند و به استقلال اقتصادی دست یابند و امروزه با الگو قرار دادن این قبیل امور می توان از جامعه، محرومیت زدایی کرد.
امام علی (ع) در حدیثی درباره خودشناسی و خداشناسی توصیه کردهاند.
از دیدگاه نهجالبلاغه، جامعهای که نسبت به خود سختگیر و نسبت به دشمن نرم باشد، دچار ارتداد هویتی شده است.
امروزه متاسفانه سبک زندگی جوانان بسیار متفاوت شده و از همین روی دچار خطاهای بسیار میشوند. امیرالمومنین علیهالسلام راههای بسیاری برای سبک مناسب زندگی و رستگار شدن ارائه دادهاند که در واقع چگونه زیستن را آموزش میدهند.
لقب «امیرالمؤمنین» عنوانی الهی و اختصاصی برای امام علی(ع) است که طبق روایات از پیش تعیین شده و حتی در زمان پیامبر(ص) نیز برای ایشان به کار میرفت.
امیرالمؤمنین با آرامش، اقتدار و اعتماد در قبال دشمن سخن میگوید؛ نه از موضع هیجان و نه از ادبیات ضعف.
امیر مؤمنان در حکمتِ شریف نهجالبلاغه، صلح و سازش را همچون خیمهای میدانند که لغزشهای دیگران را در پناه خود میگیرد تا از گسترش نزاع پیشگیری کند. این آموزه چگونه «پوشاندن عیوب»، «پرهیز از خودپسندی» و «مدارای درونی»، مثلثِ تعادلبخش برای سلامتِ روح و روان در زیستِ اجتماعی است. شرح این حکمت را در این شماره «امیر دانایی» بخوانید.
از آنجایی که سخنان و پندهای هر یک از معصومان (علیهم السلام) از منبع وحیانی سرچشمه میگیرد، ناخداگاه بر قلب مینشیند و بر فرهنگ افراد اثر میگذارد. چه بسا انسانهای گمراهی که به واسطه مواجهه با این احادیث روحبخش قلبشان متحول شده و به سوی ارزشهای دینی سوق یافتهاند. از این جهت است که امام باقر در روایتی فرمودند: «إنَّ حَدِیثَنا یُحْیِی القُلُوبَ؛ احادیث ما قلبها را زنده میکند.»
احادیث پیامبر (ص) و ائمه معصومین (علیهم السلام) گوهری گرانبها از دریای پُرگوهر معرفت است و بر همین اصل پیامبر مهربانی ها مسلمانان را سفارش به حفظ چهل حدیث کرده اند زیرا چهل عدد تکامل بوده و انسان را به تعالی می رساند.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شرح روایت از حدیثی به مسئله جلب روزی با صدقه اشاره کردهاند.
در نهجالبلاغه، فقر تنها یک پدیده اقتصادی نیست، بلکه ابزاری است که شیطان با استفاده از آن، ایمان را نشانه میگیرد.
امیرالمومنین علی علیه السلام در یک حدیثی به عاقبت آتشافروزِ فتنه اشاره کردهاند.
ذکر استغفرالله ربی و اتوب الیه معانی عمیق دیگری نیز دارد. در نهج البلاغه نقل شده است که شخصی در حضور حضرت علی (ع) گفت «استغفرالله». امیرالمؤمنین در پاسخ فرمودند: «مادرت بر تو بگرید! آیا می دانی استغفار یعنی چه؟»
رسول اکرم (ص) در وصیتی به امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند: «ای علی (ع)، از صفات مؤمن است که اینگونه باشد؛ امین به امانتها و به دور از خیانتها.
علیبنابیطالب(ع) دریای بیکران فضیلتها و کانون تمام خوبیها و دانشهاست؛ از شجاعت کمنظیر در میدان جنگ تا عدالت بینظیر در قضاوت و زهد و پارسایی در عبادت، هر یک از صفات آن حضرت، کتابی است جداگانه برای هدایت بشریت.
امیرالمؤمنین علی (ع) در حکمت هفتم نهجالبلاغه، با بیانی شیوا، سینه خردمند را به صندوقچه گرانبهای اسرار تشبیه میکنند و نقش رازداری را در حفظ حریمهای قدسی روابط بشری گوشزد میکند.
حجتالاسلام محسن قرائتی معلم و مفسر قرآن کریم با بیان قصه حضرت داود گفت: بر اساس این آیات امام علی(ع) شایستهترین فرد برای جانشینی پیامبر(ص) بود.
بسیاری از مفسران معتقدند نامهای اهل بیت(ع) در قرآن، نه در واژگان صریح، بلکه در لایههای باطنی و تأویلی وحی نهفته است. سیدهاشم حسینی بحرانی در کتاب «اللوامع النورانیة» با تکیه بر روایات ناب شیعی، نشان میدهد که چگونه سوره حمد بهعنوان امالکتاب، مؤمنان را به سوی «ولایت» هدایت میکند.
تا به حال شده بزرگترهایتان بگویند: «بچه فلانی خیلی عاقله؟»این عاقل شدن را چطور باید در خودمان تقویت کنیم؟ روزگار نوجوانی برای عاقل شدن زود نیست؟