یکی از موقعیتهایی که آدمی ناگزیر در زندگی فردی و اجتماعی با آن روبهرو میشود، اختلافنظرها و کشمکشهایی است که گاه نحوه رفتار و موضعگیری او میتواند تأثیری سرنوشتساز برایش داشته باشد. اکنون این پرسش مطرح میشود که در مواجهه با چنین موقعیتهایی، امیر دانایی در نهجالبلاغه چه راهی را پیش پای ما میگذارند و ما را به چه نوع رفتار و موضعگیری دعوت میکنند؟
هنر مکتب علوی آن است که حتی در میانه نبرد، انسان را از سقوط به ورطه ظلم و بیاخلاقی حفظ میکند.
علیبنابیطالب(ع) دریای بیکران فضیلتها و کانون تمام خوبیها و دانشهاست؛ از شجاعت کمنظیر در میدان جنگ تا عدالت بینظیر در قضاوت و زهد و پارسایی در عبادت، هر یک از صفات آن حضرت، کتابی است جداگانه برای هدایت بشریت.
برخی از منتقدان غربی، جهنم و عذاب اخروی را ناسازگار با حکمت، عدالت و رحمت الهی تلقی کرده و حتی بعضی در صحت استناد عذاب اخروی به پیامبران، تردید کرده اند. مانند راسل که می گوید: «فکر می کنم این عقیده که آتش جهنم، یک نوع مجازات برای گناهکاران است عقیده ای ظالمانه باشد...». اما دانشمندان اسلام در پاسخ به عدم تنافی عذاب با عدل الهی می گویند: کیفر مقتضی عدل و ضامن اجرای تکلیف است. از سویی عقاب، لطف الهی است زیرا موجب پالایش نفس از آلودگی، اطاعت و تقرب الهی می شود. از این رو عقاب لطف الهی است.
سخنران حرم نورانی امام رضا(ع) با بیان حدیثی از امام علی(ع) به شرح چرایی لذتبخش نبودن زندگی پرداخت.
عدالت و حفظ حق مردم اصل غیرقابل چشمپوشی در سیرهی علوی بود، حتی اگر هزینههای سیاسی یا اجتماعی به همراه داشت.
امیرالمؤمنین علیهالسلام از بالای منبر فرمودند: مسلمان باید از دوستی با سه نفر دوری کند: شوخ زشتکردار که کار زشت را برایت زیبا جلوه میدهد و دوست دارد تو هم مثل او باشی؛ احمق که نه خیر تو را میخواهد و نه میتواند بدی را از تو دفع کند؛ دروغگو که سخن تو را به دیگران و سخن دیگران را به تو میرساند، میان مردم تفرقه میاندازد و در سینهها کینه میکارد.
حفظ عدالت در بازار با خوشبینی به تجار و در عین حال برخورد با محتکران بدون افراط مجازاتشان توصیهای علوی است.
«کلمات سید العرب ابیالحسن علیبنابیطالب» توسط شریف ابوالحسن محمد بن طاهر جعفری اصفهانی، ملقب به «اشرف جعفری»، در قرون چهارم و پنجم هجری، به زبان عربی و در اصفهان تالیف شد.
حدیث ثقلین که از معروف ترین احادیثی است که اهل سنت در کتاب های خود آورده اند، به روشنی می گوید: که علی(علیه السلام) و اهل بیت(علیهم السلام) هرگز از قرآن جدا نیستند و قرآن از آنها جدا نمی شود و همه باید به این دو تمسّک جویند و همه می دانیم علوم دین و معارف اسلام از قرآن سرچشمه می گیرد.
شرم پائين انداختن چشم است يعنى پوشيدن چشم از محرمات و نظر بسوى آنها نكردن و بنا بر اين مراد بيان شرم از خداست.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در روایتی مهم درباره نقشۀ شیطان برای تفرقه سخن گفتهاند.
حکمت ۸۳ کتاب شریف نهج البلاغه پنح ارزش والای انسانی را مورد اشاره قرار می دهد که بسیار حائز اهمیت است.
«دوران آرامش» در کلام امام علی (ع)، دورانی برای بازسازی، تقویت زیرساختها و شناسایی شبکههای نفوذ است، مدیریت بحران در این مقطع ایجاب میکند که لایههای پنهان تحرکات دشمن رصد شود.
امام علی علیه السلام در حدیثی توصیههایی را به مردم کردهاند.
کسی که این کلید را داشته باشد، پیروزی را از کف نمیدهد، حتی اگر گذشت زمان، ایمان بسیاری را به سستی سوق دهد.
دشمن پس از آتشبس برای تضعیفِ روحیه و انشقاق درونی و نیز پیروزی درجنگ روایتها اقدام میکند.
چهار سال حکومت علوی حاوی این درس بود که باید با جدیت با جریانهای فساد داخلی مبارزه آشکار کرد.
رسول اکرم (ص) در وصیتی به امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند: «ای علی، آفت گفتار دروغ است و آفت علم فراموشی، آفت عبادت سستی، آفت جمال تکبر، و آفت علم حسد است.
امام علی(ع) درباره حاملان علم، با اشاره به سینه مبارکش می فرماید: «در اينجا علم فراوانى است، اى كاش افراد لايقى براى آن مى يافتم». به فرموده امام(ع) چهار گروه، شايسته حمل اين علوم نيستند. كسى كه زود درك مى كند؛ ولى قابل اعتماد نيست، كسي كه دين را وسيله دنيا قرار داده و از نعمت خدا بر ضد بندگان استفاده مى كند، كسى كه بصيرت به علم و شبهات ندارد و با نخستين شبهه، شك در دل او پيدا مى شود، كسى كه حريص به مال است». در واقع اين علوم با مرگ حاملانش مى ميرد، زيرا اين گروهِ ها شايستگی های لازم را ندارند.
در نظام سیاسی نهجالبلاغه، افکار عمومی و ذهنیت توده مردم ، میدان اصلی نبرد میان حق و باطل است و امیرالمؤمنین علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر و دیگر مکاتبات، این مسئله را به خوبی تبیین میکنند.
کارشناس مذهبی با استناد به حکمت ۴۰۰ نهجالبلاغه، از حقیقت چشمزخم، سحر و برخی نیروهای مرموز طبیعت سخن گفت و تأکید کرد: در کنار باور به این امور، راههای شرعی و اخلاقی برای مصونیت از آسیبها در آموزههای دینی بهروشنی بیان شده است.
امام علی(ع) در اولین نامه به معاویه، ضمن اعلام خلافت با همان روش خلفای پیشین، خواستار بیعت گرفتن برای حضرت و تحویل شام به عبدالله بن عباس شد. معاویه به جای پاسخ منطقی، پروپاگاندا کرد و طومار خالی همراه قاصدی فرستاد که سخنان توهینآمیزی درباره خونخواهی عثمان در مسجد کوفه فریاد زد. امام او را امان داد. قاصد شیفته حضرت شد، از بازگشت به شام خودداری کرد و علیه معاویه شعر گفت. معاویه گفت: انتخاب او برای مقابله با علی به ضرر ما تمام شد.
رسول اکرم (ص) در وصیتی به امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند: «ای علی، سه چیز از درهای نیکویی است: سخاوت نفس، پاکی گفتار، و صبر بر امور ناخوشایند.
در عصر انباشت روایتها، حقیقت در ازدحام صداها گم میشود. جایی میان خبرهای متناقض، تحلیلهای شتابزده و شایعاتی که بیوقفه بازتولید میشوند، حقیقت آرامآرام زیر آوار روایتها نفس میکشد.
امام امیرالمومنین(ع) بر طرد چاپلوسان تأکید دارند، زیرا ستایشهای بیجا، حاکم را دچار کبر کرده و از واقعیتهای جامعه دور میکند؛ فضایی که بهترین فرصت برای نفوذ دشمن و ضربه زدن به رضایت عمومی است.
استجابت دعا پاسخ دادن و پذیرفتن درخواست بندگان از طرف خدا است. خداوند در قرآن به بندگان خود وعده استجابت دعا داده است. البته گاهی اوقات استجابت دعا بنابر حکمتهایی مانند عدم مصلحت بندگان با تأخیر مواجه میشود.
امام علی(ع) درباره فضیلت های «بنی هاشم» بر «بنی امیّه» فرمودند: «چگونه این دو گروه یکسانند در حالی که در بین ما پیامبر(ص) و در بین شما تکذیب کننده ای مانند ابوجهل وجود دارد، از میان ما شیر خدا و از میان شما شیر پیمان های ضد اسلامی، از میان ما دو سرور جوانان بهشت و از میان شما کودکان آتش، از ما بهترین زنان جهان و از شما حمّالة الحطب و ... وجود دارد، پس ما به سبب خویشاوندی با پیامبر(ص) و اطاعت از او از دیگران سزاوارتریم. از سوی دیگر اگر دلیل پیروزی در سقیفه استدلال به خویشاوندی با پیامبر(ص) بود، پس حق با ماست؛ چرا که ما از همه به پیامبر(ص) نزدیک تریم و اگر دلیل دیگری داشت انصار نیز در خلافت حقّی خواهند داشت».
کهانت و نجوم معمولاً به جای ایجاد فهم و تحلیل عقلانی، نوعی تشویش ذهنی در جامعه ایجاد میکنند.
امام علی(ع) در پاسخ به سخنان زشت مردم عراق درباره خودش می فرماید: «به من خبر رسیده [بعضی از شما] می گویید: علی خلاف می گوید. خدا شما را بکشد! به چه کسی دروغ بسته ام؟ آیا به خداوند؟ حال آن که نخستین مؤمن به او بوده ام یا به پیامبرش؟» امام(ع) در جای دیگر می فرماید: «مادر آن گوینده به عزایش بنشیند، اگر آنها ظرفیت می داشتند، اینها پیمانه ای بود [از علوم و دانشها و معارف والا] که رایگان در اختیارشان قرار می گرفت و به زودی خبر آن را خواهید دانست!».