این محتوا تلاش دارد با بیان نکتههای کوتاه اما عمیق، مخاطب را به تأمل در رفتار و زندگی روزمره دعوت کند و نشان دهد که رسیدن به کمال معنوی، در گرو مراقبت دائمی از نفس و حفظ ارتباط با خداوند است.
ریشه همه انحرافات انسان و مشکل اصلی اطاعت و بندگی انسان از خدا در هواپرستی ست و اگر نه اطاعت انبیاء در آنجا که مطابق میل و خواسته انسان باشد هنری نیست و انسان هم با آن مخالفتی ندارد، آنجا که کششی به سوی مخالف دارد باید راه درست را انتخاب و گرایش صحیح را تقویت و با اراده خویش آن را ترجیح دهد و نفس را مهار کند تا از این رهگذر بتواند ارزش خویش ظاهر سازد.
آقایی میگفت محضر امام زمان(ع) مشرف شدم ولی نمیدانستم محضر چه کسی هستم. گفتم خیلی میل دارم کاری کنم که مورد توجه حضرت باشد. فرمودند: یکی از آن کارها این است که به محض صدای اذان، دعای «اللَّهُمَّ کُن لِوَلِیَّکَ...» را بخوانی. بعد از اتمام دیدار فهمیدم محضر چه کسی بودم اما دیگر گذشته بود.
استاد اخلاق حوزه گفت: توفیقی که خداوند این شبها فراهم کرده یک عبادت است، اثر یک تکبیر در کل عالم اثرگذار است.
بنده محضر میرزا جواد آقای ملکی تبریزی بودم که به فردی که با وجود عمل به همه نسخهها برای سحرخیزی موفق نبود، فرمود: تو چند روز است در منزل بداخلاقی میکنی و با همسر و بچههایت قهری. با این حال میخواهی خدا توفیق شبخیزی به تو بدهد؟
قرآن برای مؤمنان با ایمان متوسط، وعده معامله پرسود میدهد: جان بدهند و بهشت بینهایت ببرند. اما شهدا انگیزهای فراتر از بهشت داشتند؛ عاشق خود معشوق بودند. امام حسین(ع) برای بهشت به کربلا نرفت، بلکه فقط برای خدا رفت. شهدای دفاع مقدس نیز برای «لتکون کلمة الله هی العلیا» به جبهه رفتند.
همانگونه که خدا گناهان تو را میبخشد و میگوید عیب ندارد، تو هم برای خطاهای دیگران بگو عیب ندارد و آنان را از خودت نران. پدر و مادر محبت را فدای اجبار در عبادت نکنند؛ اگر فرزند نمازخوان را دوست داشته باشد، خودش نمازخوان میشود. با اخلاق نیک و استغفار برای مؤمنان، خیر خود را به همه موجودات برسانید.
مرحوم آیت الله حائری شیرازی: هرگاه کارتان گره خورد، به امام رضا(ع) توسل کنید که گرهگشاست، زیرا شما در جوار ایشان زندگی میکنید و سایر ائمه نیز کارهایتان را به حضرت حواله میدهند.
یکی از مهمترین نکاتی که انسان مؤمن باید به خودش یادآوری کند، این است که چرا قلبش دیگر برای یاد خدا نرم نمیشود.
در روایت است که در قبر، شش نور مؤمن را احاطه میکنند: نماز، روزه، زکات، انفاق، حج و از همه بالاتر، نور ولایت به امام علی(ع) و ائمه(ع). در قیامت نیز مؤمنان را نوری پیشاپیش و سمت راست هدایت میکند که همان اعمال ماست که صورتش در آخرت تغییر کرده است.
در قیامت، آن صورت خوشسیما به مؤمن میگوید: «تو نترس، من با توام» و دستش را میگیرد تا از میان ازدحام و هراس، او را تا در بهشت همراهی کند. مؤمن میپرسد تو کیستی؟ میگوید: من همان شادی هستم که تو به دل برادر مؤمنت وارد کردی. پس راه شادی را برای دیگران بگشا.
سبک تدریس حضرت آیت الله سیدمجتبی خامنه ای، با روشهای سنتیِ «القایی» و متکلموحده بودن، فاصلهای مبنایی داشت. ایشان کلاس درس را نه میدانی برای خطابه و بیان یکسویه، بلکه معرکهی تضاربِ آرا و تلاقیِ اندیشهها میدانستند.
پیامبر(ص) فرمود: در قیامت، در بهشت به روی مسخرهکننده باز میشود، اما هنگام ورود بسته میگردد. این تکرار میشود تا او بفهمد دارد مسخره میشود و دیگر حرکت نمیکند. این تجسم همان تمسخری است که در دنیا نسبت به آیات الهی و مؤمنان داشت. مسخرهکنندگان در آخرت خودشان مسخره خواهند شد.
در حدیث آمده است تمامی چشم ها روز قیامت گریان است، به جز سه چشم: چشمی که نا محرم را ندیده باشد، چشمی که در راه اطاعت خدا شب زنده دار است و چشمی که در دل شب، از ترس خدا گریه کند.
دین، انسان را از بهرهمندیهای مشروع منع نکرده است؛ خوردن، نوشیدن، دیدن و حرکت در چارچوب حلال آزاد است. تنها یک قید اساسی وجود دارد و آن، پرهیز از حرام است: لقمه حرام نخوردن، نگاه حرام نکردن، قدم نگذاشتن در مسیر حرام و دست بلند نکردن بر مظلوم. همین یک قید، محور همه تکالیف است. اگر انسان به این اصل پایبند باشد و حرمت الهی را حفظ کند، برکات آن را در همین دنیا خواهد دید؛ و افزون بر آن، عزت در عالم برزخ و نتایج شگفتانگیز در روز قیامت در انتظار او خواهد بود.
یک مسلمان واقعی در مقابل ناموسش غیرتی دارد؛ نسبت به دشمنش شعوری دارد. اگر انسان یک یا دو مرتبه دشمنش را نشناسد و از آن زخم بخورد، بالاخره می فهمد که دشمن چه ماهیتی دارد.یک انسان و مسلمان واقعی نسبت به مردمش، خاندانش، ملتش و به احساس ملی و مذهبی اش علاقه و عاطفه ای دارد که حاضر نمی شود کاری کند تا منافع آنها تحت الشعاع قرار بگیرد.
اگر میخواهید بدانید منزلت شما نزد خداوند چقدر است ببینید در هنگام گناه خدا چه جایگاهی پیش شما دارد. اگر حد خود و خدا را بشناسیم، محال است دامن خود را به لکه گناه بیالاییم.
آیت الله سبحانی در سلسله جلسات اخلاق خود در قم با تأکید بر اینکه دعا «مغز عبادت» است، گفت: انسان با وجود پیشرفتهای علمی و صنعتی، همچنان نیازمند دعاست، اما نباید تنها به دعا بسنده کند و لازم است تلاش و کوشش را در کنار آن قرار دهد.
حضرت آیتالله جوادی آملی تأکید کردند: خداوند به شدّت از رفتار اجتماعی منافقان انتقاد میکند و دستور «جهاد خاص» با آنان را صادر فرمودهاند.
عطا و سلب الهی بر اساس ملاک، انجام میشود؛ خداوند به ملاک میدهد و به همان ملاک نیز میگیرد. اگر ملاک باقی بماند، برکات نیز باقی خواهد ماند، اما اگر ملاک تغییر کند، برکات نیز گرفته میشود.اعمال، اثر واقعی دارند. اگر انسان درست عمل کند، نعمتها افزوده میشود و اگر بد عمل کند، نعمتها گرفته میشود.
امتحانات، ضعفهای انسان را به او نشان میدهد و مشکلات پنهان را آشکار میسازد. همانند ساختمانی که در تابستان، ایراد سقف آن مشخص نیست، اما با نخستین بارندگی، آب از نقاط ضعف آن چکه میکند و معلوم میشود کجا نیاز به ترمیم دارد.
در روایات مربوط به دوران غیبت امام زمان عجلالله تعالی فرجهالشریف نیز آمده است «لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً» که مردم به شدت مورد غربال قرار میگیرند؛ غربال پشت غربال و امتحان پس از امتحان، تا آنچه در درون جان انسانهاست آشکار گردد. در امتحانات مشخص می شود که چه کسی مرد میدان است و چه کسی کم میآورد. در امتحانات است که باطنها خود را نشان میدهند.
پیرامون شب قدر و سِرّ تبرّع و برجستگی آن و راز تعدّد و کثرت، و رمز تنوع و تحوّل آن و نکته خفا و ابهام، و معنای قَدر و ارزش آن و تأثیر ادراک شب قدر، و نیز برخی دیگر از شئون آن به طور اجمال نکاتی بازگو می شود.
ملاک، خودِ فرد و عملکرد شخصی اوست، نه نسبتها و انتسابها. بر همین اساس، انسان زمانی عزیز میشود که اعمال او عزتآفرین باشد و زمانی دچار ذلت میگردد که اعمال او ذلتآور باشد. پس دنیا، هم جای عمل است و هم جای عزت و ذلت؛ و این عزت یا ذلت، مستقیماً از عملکرد خود انسان نشأت میگیرد.
خداوند این جهان را «دارِ عمل» قرار داده است؛ انسان میکارد و به ثمر میرسد. ثمره اعمال به خود انسان بازمیگردد، زیرا خداوند بینیاز است. دنیا جای عمل است و آخرت جای حساب. این جهان کشتزار آخرت است؛ هرچه بکاری، همان را درو میکنی.
تشخیص حق، اولین گام و پیمودن آن با تمام وجود، گام دوم و حیاتی است، حتی اگر هزینهاش انزوا باشد.
ماه رمضان فرصتی است برای مراقبه و حضور قلب در تمام اعمال. روزهدار باید جوع و عطش را به یاد روز قیامت نگه دارد و اعضا و جوارح خود را در روزهداری کنترل کند. در قرآن و دعا نیز توجه داشته باشد که با خداوند سخن میگوید و از او میشنود، و تمام اعمال را با حضور قلب انجام دهد.
از امام صادق (علیهالسلام) نقل شده است که بوی دهان روزهدار نزد خدا از مشک خوشبوتر است. روزه، باطن انسان را معطر میکند، فرشتگان شاهد آمرزش او هستند و خداوند با مخاطب «یا عبدی» نعمت و فضل خود را آشکار میسازد.
انسان با بازگشت اختیاری به سوی خدا، مراتب وجود را طی میکند. این صعود، تشریفاتی نیست، بلکه کمال یافتن در علم و قدرت و نزدیک شدن واقعی به سرچشمه بیپایان هستی است.
یک استاد درس خارج حوزه در جلسه اخلاق خود، به موضوع زهد و قناعت پرداخت و تأکید کرد: یکی از هدیههایی که خدا به پیامبر(ص) عنایت فرموده مسئله زهد است، همچنین اخلاص و توکل سپس یقین هدیههایی است از سوی خدا به پیامبر(ص) رسیده است.